بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
نگاهی بر جایگاه رسانهها در جامعه و تعاملات فرهنگی مقدمه : علی اکبر لطفی
گفتگو
با «محمد هادی زاهدی» مدیر کتابخانه، موزه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی سلمان
یزدی مقدمه : محمد
هادي زاهدي متولد 1346در شهرستان فردوس است. تحصيلات اصلي ايشان تحصيلات حوزه
علميه است. اما هم زمان با تحصيل در حوزه، در دانشگاه در رشته تاريخ نیز به تحصيل
می پردازد كه تا مقطع كارشناسي ادامه دارد. از سال 68 و 69 با قلم زدن در مجله
انديشه حوزه وارد دنياي مطبوعات می شود و پس از آن در سالهای 70 تا 76 در روزنامه
خراسان به فعاليت می پردازد ومدتي نیز سمت سر دبير روزنامه خراسان را برعهده دارد.
بعد از روزنامه خراسان، سر دبير روزنامه شهر آرا ميشود و سپس سردبيري در روزنامه
قدس پايان فعاليت مطبوعاتي اش را رقم می زند که ورود به حوزه ديگري به نام فرهنگ
است؛ مسئوليت اداره امورفرهنگي آستان قدس رضوي، مديريت پژوهش و برنامهريزي آستان
قدس رضوي و مديريت كتابخانه موزه و مرکز اسناد آستان قدس رضوي كه تا به امروز بر
عهده ايشان است. وقتي
كه قرار شد با «محمدهادي زاهدي» مدير كتابخانهها، موزهها و مركز اسناد آستان قدس رضوي گفتگو كنيم، از همان اول
مثل روز روشن بود كه اين كار بسيار دشوار است. مصاحبه با فردي كه علاقهي زيادي به
مصاحبه ندارد و البته مشغلههاي فراواني دارد، كار راحتي نيست. بالاخره بعد از چند
هفته پيگيري و تماسهاي مكرر و چند باري تا مرحله گفتگو پيش رفتن و بازگشتن (!)
فرصتي فراهم آمد تا اين گفتگو بالاخره انجام شود:
انس
و نزدیکی جوانان با مساجد در ماه رمضان در گفتوگو با یک كارشناسِ امور مساجد مرتضی
اخوان باکس مقدمه:
فریاد مرا پاسخ گویید معیارهای فردی انتظار امیرمهدی حكیمی امام صادق(ع): برای صاحب الامر غیبتی طولانی است. در این دوران هر کسی باید تقوا پیشه سازد و چنگ در دین خود زند.[1]
پرورشِ خلاقیت در اوقات فراغت زنده کردنِ وقتهای مرده محمد نوریزاده مقدمه و تعاریف شغل شما چیست؟ دانش آموز؟ دانشجو؟ هر کاری که داشته باشید، اوقات خارج از کار هم دارید. این اوقات را چه کار می کنید؟ طبق تعریف اوقات فراغت[1] یعنی «زمان هایی که هر فرد خارج از محل کار و غیر مرتبط با کارش می گذراند». "اه! حوصله ام سر رفت! چه قدر بیکاری عذاب آور است! " جمله ها و شبه جمله های معمول تابستان های بر و بچه ها است. ولی حتماً شنیده اید که بیشتر ابتکارات و اختراعات بشری زاییده ی دو چیز اساسی بوده است: تنبلی و بی حوصلگی! هنوز یادم نرفته ظهر یکی از جمعه های تابستانی که پدر در خواب ناز فرو رفته بود، ابتکار من و بچه ها باعث شد با رشته های ظریف نخ سوراخ های بزرگ دماغ وی را نشانه بگیریم و بعد از یک فصل کتک، کلی بخندیم. یا یکی دیگر از این روزها برای پیدا کردن قطعات آهن ربایی داخل ضبط صوت، با انواع آچار و پیچ گوشتی موجود در خانه طوری به جان دستگاه فلک زده افتادیم که صبح روز بعد، بعد از نا امیدی مادر از سوی تعمیرکار محترم روانه ی سطل زباله شد. داستان تنبلی و بی حوصلگی گوتنبرگ را هم شنیده اید که به دلیل بی علاقگی به کار تکراری در چاپخانه، ماشین چاپ را ابداع کرد. مدیونید اگر ابتکارات مرا با ابتکارات گوتنبرگ مقایسه کنید! ولی واقعیت همین است فراغت و بی کاری می تواند سازنده و خلاق و یا ویرانگر و مخرب باشد. خلاقیت[2] تعاریف بسیاری دارد که یکی از آن ها این است «یافتن راه های متفاوت و متنوع برای یک مسأله» و یکی دیگر این که «ایجاد هر چیز نو و سودمند». میزان خلاق بودن شما نقش بسیار زیادی در موفقیت شما در عرصه های شغلی و درسی دارد. بنابراین می توانید از فرصت های فراغت برای تمرین خلاقیت و خلاق شدن استفاده کنید.
اوقات فراغت نيازمند يك مدیریت واحد است بررسی چالشهای موجود در برنامهریزی های تابستانی در گفتگو با متولیان امر فهیمه جوان تعطیلی کلاسهای درسی و فارغ شدن جوانان و نوجوانان از امتحانات آخر سال و به طور کلی اوقات فراغت بدون برنامه، موقعیت آسیب زایی را برای این قشر فراهم می آورد. یکی از معضلات جامعه فعلی ما این است که متاسفانه برخی از جوانان و نوجوانان با فضای برنامه های مفید غیر درسی بیگانه اند و پس از اتمام هر پایه تحصیلی به یکباره از فضای آموزشی رها می شوند. به همین جهت غنی سازی اوقات فراغت جوانان و نوجوانان به ویژه در ایام فراغت آنها از تحصیل، همواره عاملی بازدارنده برای پیشگیری از وقوع آسیب های اجتماعی تلقی می شود.
کار با تنپوش اوقات فراغت جایگاه «کلاسهای آموزشی» در پر کردن اوقات فراغت جوانان الهام ابراهیم زاده (1) وقتی که فقط «قبولی در کنکور» میشود هدف، فقط «گرفتن مدرک» میشود هدف و فقط «پول درآوردن» میشود هدف، نتیجه این طور میشود: سیل عظیم آدمهایی که با کسالت کار میکنند! آن وقت دیگر شغل، تفریح نیست و یا کاری که باعث انرژی زایی در روح و تن انسان شود و یا کشف و نو شدنهایی داشته باشد که خود انرژی زاست. بلکه شغل، تنها اثری فرسایشی خواهد داشت که باعث میشود فرد شاغل بیشتر ذهن و انرژی باقی ماندهاش را صرف اتمام زودهنگام کار و فرار کردن هرچه سریعتر از صحنه آن شغل کند؛ کارها را سمبل کند، تعداد ساعات مفید کاریاش ؟ 1ساعت از 8 ساعت باشد و کار را بدون توجه به کیفیت انجام دهد تا فقط پولش را بگیرد. تفکر و خلاقیت در شغل و آسیب شناسی و بهبود آن و انجام هر کاری غیر از آن چه در دستورالعملهای خاک گرفته قدیمی دیکته شده، میشود «برو بابا توام حال داری!» یا «دلت خوشه ها!» یا «کی وقتشو داره!»... و «دو در کردن» تبدیل میشود به فعل معروف این روزها که در اکثر جاها دیده میشود و عمومی شده و دردناکتر این که این فعل منفی، تعبیر مثبت «زرنگی» را به خود گرفته است. در واقع نیز همین است. انسان زمانی که میتواند خود را از موقعیت ناخوشایند و نه چندان مناسب نجات دهد زبر و زرنگ است و وقتی شغل و کاری که باید هر روز تکرار شود تبدیل شده به موقعیت نه چندان مناسب و ناخوشایند و از سر اجبار، فرار از انجام آن می شود زرنگی! آن وقت آیا باز هم نفس کسانی که میگویند: " برو دنبال علاقه ات" از جای گرم بلند میشود؟ و یا از سر شکم سیری (!) از چیزی به اسم «دوست داشتن و علاقمندی» به شغل و رشته تحصیلی حرف میزنند؟! آیا آن کسالت دلیل این بیعلاقگی نیست؟ (2)
گزارشی از چگونگی گذران اوقات فراغت توسط جوانان: قدم زدن؛ بيشترين فعاليتِ جوانان در اوقات فراغت مریم توکلی تابستان كه مي آمد، كودكي ما در كوچه هاي گرما زده سپري مي شد. برخي نيز همه تابستان را به كاري مشغول مي شدند تا درآمدي كسب كرده و پولي براي خود پس انداز كنند. اوقات فراغت واژه اي نبود كه چندان به كارمان بيايد. گرما كه اندكي فرو مي نشست، كوچه بود و توپ پلاستيكي و فرياد بچه ها كه در آسمان بعدازظهر اوج مي گرفت. بازي آنقدر كش پيدا مي كرد كه تاريكي در هوا پخش شود و خستگي بر بدنمان بنشيند. دم غروب كه مي شد، خانه جايي براي استراحت بود. خسته از يك بعد از ظهر تابستاني به خانه مي آمديم تا شب سپري شده و روز ديگر آغاز شود. براي ما اوقات فراغت و نحوه سپري كردن آن به همين موضوعات ختم مي شد. اين در حالي است كه امروزه مفهوم اوقات فراغت و چگونگي گذراندن آن براي نسل هاي مختلف تغيير كرده است.
اوقات فراغت جوانان و چالش های پیش روی سازمانها در گفتگو با جواد محمد زاده مقدم دستگاه های متولی ؛ از ماموریت گرایی تا تقاضا محوری فهیمه جوان جواد محمد زاده مقدم، از سال 1383 تا کنون مدیر عاملی موسسه خدمات مشاوره ای جوانان و پژوهشهای اجتماعی آستان قدس رضوی را بر عهده داشته است. حضور مستمر این موسسه در عرصه غنی سازی اوقات فراغت جوانان در سالهای گذشته و نگاه متفاوت شخص او پیرامون موضوعات مرتبط با خانواده ها و جوانان امروز، بهانه ای شد برای یک گفتگوی دوستانه. آنچه در ادامه مطالعه خواهید کرد پاسخ های صریح و شفاف اوست به سوالات ما.
بررسی
یک آسیب به نام قهر کردن فاطمه
رستمي قهر چيست؟ در گفتگويي با خانم
دكتر فريبا يزدانجو، فوق ليسانس مشاوره كارمند رسمي آموزش و پرورش كه 15 سال است
به امر مشاوره در آموزش و پرورش و مراكزي چون مركز مشاوره تربيت معلم هاشمي نژاد و
مؤسسه مشاوره آستان قدس رضوي و حرم مطهر رضوي مشغول است؛ به اين نتيجه رسيديم كه
قهر، نوعي ارتباط خشونت آميز است. رابطه اي كه به دليل ناكامي و خشم مابين دو نفر
ممكن است ايجاد شود.
گاهي وقت ها دست خودت
نيست، بدون اينكه فكر كني قهر مي كني، اگر چيزي دلخواهت نباشد، قهر مي كني و اين
قدر اين كار را ادامه مي دهي تا درونت آرام شود. حالا فرقي نمي كند به آن چيزي كه
مي خواستي رسيده باشي يا نه، مهم اين است كه يك جوري مخالفت خود را اعلام كني.
قهر، طبيعي است اما به شرطي كه در حد طبيعي و منطقي باشد نه مثل تو كه سر مسأله ي
كوچكي قهر مي كني. به قهر معتاد شده اي، كلافه ات كرده. هيچ جوري هم دست از سر او
بر نمي داري؛ نه؟!
ماني
حقيقي «رشوه»
مي دهي؟! خوب، چرا حالا مي ترسي؟ اشكالي نداره! فقط لطف كن يواشكي بده تا يك وقت
خداي نكرده، زبان مان لال، گوش نامحرم نشوند و چشم بدخواه و حسود نبيند. خوب اين
هم براي خود يك موضوع اجتماعي است ديگر! موضوعي كه ظهورش چندان جديد هم نيست. برمي
گردد به چيزي حدود فلان فلان هزار سال. (به دليل عدم وجود تاريخ قطعي از واژه ي
فلان فلان استفاده شده است)! فقط اشكالش اين است كه يك خرده اين روزها در جامعه ي
ما، چه در عرف اش و چه در فقه اش يك جورايي اين موضوع قبيح است...آنچه در ادامه
اين نگاره مي خوانيد برش هايي براي بررسي پديده ي «رشوه» به عنوان يك پديده ي شوم
اجتماعي است.
/*
/*]]>*/
روايتي از هشتمين نمايشگاه گل وگياه مشهد: فقط به خاطركاكتوسم كه یک همسايه مي خواست! الهام
رجائي خيلي
دلت مي خواهد بگويي ماجرا از تلفن سردبير براي سفارش مطلب شروع شد ولي واقعيت اين
است كه اين جملهی تكراري درباره تو اصلا صحت ندارد. ماجرا از چهار قطعه بليتي شروع
شد كه رويشان درشت نوشته بود رايگانو كمي بالاتر، غير قابل فروش. بعد هم تعداد
قابل ملاحظه اي بيلبورد در سرتاسر شهر. بيلبوردهاي نمايشگاه گل و گياه.
گذری بر منشور اخلاقی انتخابات در سیاره «شوان»:
شوان بزرگ چگونه انتخاب می شود؟
مهدی لسانی
بعد از30 ساعت کار روزانه رسیدم خونه. با ذکر«سوشیانت» رفتم تو. شام رو که خوردم، صندوق پستی الکترونیکیم رو بررسی می کردم که دیدم استاندار گمبرون دعوتم کرده به شرکت در دو مناظره انتخاباتی. پایگاه هواشناسی و نجوم رو سرزدم. نگران شدم. نوشته بود ستاره بهجت از امشب کسوف می کند. برای اینکه لذت دیدن دوباره اش رو از دست ندم سریع سوار هواپیمای شخصی ام شدم که با سوخت جیوه کار میکرد. رفتم راسته ستاره بهجت و گازش روگرفتم. این ستاره رو تو یک شب طوفانی پیدا کرده بودم. یک بار که توی مسیر "شادیاخ" به گمبرون گم شدم یک ستاره پرنور رو دیدم که خودشو بهم نشون می داد و چشمک می زد. دلم گفت : برو به طرفش. رفتم تا رسیدم به گمبرون. از لذت این هدایت سرشار شدم و اسمش رو گذاشتم "بهجت". حالا همیشه تو این مسیر به کمک اون راه رو پیدا می کنم.
از
ليسانس به فوق ليسانس؛گذری از توقع به فوق توقع علي
ذوالفقاري روزي كه نتيجهی كنكور ارشد
رو اعلام كردن و فهميدم كه قبول شدم در پوست خود نمي گنجيدم. تنها كسي كه از قبول
شدن من ناراحت به نظر مي رسيد رئيس شركتي بود كه واسش كار مي كردم، آخه نزديك دو
سال بود كه اونجا مشغول به كار بودم و ديگه كاملا تو كارم جا افتاده بودم. اون به
من پيشنهاد داد حالا كه مي خوام واسه ادامه ي تحصيل به تهران برم كارم رو اونجا
توي دفتر فروشي كه شركت تو تهران داشت ادامه بدم. خوب منم از خدا خواسته قبول كردم.
ه
آلودگي صوتي چطور نگاه كنيم:
خوابی
به عمق پادشاه هفتم ! زينب
حاجي محمدزاده انگار خوابت برده بود. شايد هم نه؟ به هر حال
سعي مي كردي خواب باشي و باز انگار كه زير پنجره به اين امر خطير همت گماشته بودي. .... شايد چون هنوز نمي شود كه روي اين برگه كاغذ،
اصوات را به نمايش درآوري اين سه نقطه را گذاشتي!!! خودش را مینا معرفي مي كند. عينك دودي اش را
برمي دارد و بي حوصله مي پرسد: -
آلودگي
صوتي؟؟؟ خوب يعني بوق و سر و صدا ديگه اين كه پرسيدن نداره. سرت را از پنجره بيرون مي بري و مي خواهي داد
بزني كه اي آقاي محترم لطفا صداي بوق ات را خاموش كن.(ولي راستش را بخواهيد نه به
اين شدت محترمانه) كه با صف چند صد متري ماشن هايي روبرو مي شود كه... همسايهتان است. بيرون آمده و خيره شده به
درخت جلوي خانه اش. مي گويد اين درخت هم سن پسر اولش است. سي و پنج يا چهل و
پنج!!! نمي داند.
تیپ شخصیتی مدیرتان را بشناسید مریم توکلی
با غول بزرگ تبلیغات اکرم مظفری تا چه اندازه با تبلیغات و فلسفهی آن آشنایی
دارید اگر علاقهمند با این مو ضوع بیشتر آشنا شوید و یکسری اطلاعات در مورد آن
کسب کنید با ما همراه باشید ؟!... تعریف تبلیغ و تبلیغات تبلیغ در لغت به معنای تعریف و تمجید از چیزی میباشد یا در مورد چیزی یا
کسی به گزافه سخن گفتن. تبلیغات در اصطلاح ابزارقدرتمندی است که با تأثیر برعقیده
و نگرش مخاطبان میتواند نتایج شگرفی به ارمغان آورد. به گونه ای که اگر چنانچه از این ابزار پرتوان سوء استفاده
شود ممکن است منافع مخاطبان و حتی صاحبان رسانه و شرکتهای تجاری را به خطر
اندازد. جالب است در همین اثناء به جشنوارههای تبلیغاتی و برگزاری دومین جشنواره
بین المللی تبلیغات در دبی هم اشاره کنیم.
زندگی
در خوابگاههای دانشجویی و انتخاب هم اتاقی مناسب
حدود هفت سال از
اولین باری که پا توی دانشگاه گذاشتم میگذره، روزهای اول همه چیز برام تازگی داشت
و با علاقه زیاد دنبال کارهای ثبت نام و آشنا شدن با گوشه و کنار دانشگاه بودم.
هنوز وارد دانشگاه و کوران درسا نشده بودم که هزار جور فکر درمورد آینده و اینکه
چی قراره پیش بیایدتوسرم بود، اما باتمام هیجانی که برای شروع کلاسها و دیدن همکلاسیها
و استادا داشتم، یک مسأله شدیداً ذهنم رو به خودش مشغول کرده و تا حدودی آرامش رو
ازم گرفته بود و اون هم حضور در خوابگاه دانشجویی بود. آخه از این به بعد باید
اونجا اقامت میکردم و دیگه خبری از خونه، پدرومادر و نازو نوازشهای اونا نبود.
علاوه براون باید با کسایی زندگی میکردم که تا به حال ندیده بودمشون و هیچ شناختی
ازشون نداشتم. این عدم شناخت مناسب ازمحیط
جدید کمیباعث ترسم شده بود و دوست داشتم که این روزهای اول هرچه زودتر
بگذره و به شرایط عادت کنم تا راحت تر بتونم فکرم رو روی درسا متمرکز کنم...
پادگان، مجموعه منظمی از بینظمیها علی کازرونیزند AL5Z@yahoo.com شنبه 16 شهریور: ساعت 1510 است. سرکلاس احکام هستم. به روحانی مدرس کلاس میگیم برامون اجازه بگیر بازی ایران و عربستان رو ببینیم. ایشون هم میگن: "حالا ببینیم چی می شه". بعد هم اضافه میکنن: " هی به علی دایی میگن چرا مهدوی کیا رو دعوت نمیکنی، میگه غلام نژاد رو میخوام بیارم"! ساعت 2200 است. توی تخت دراز کشیدیم و داریم بحث میکنیم بازی رو ببینیم یا نه که برقها میره. بچهها میگن عمدی برقها رو قطع کردن. حدود نیمه شب برقها مییاد، اما حس دیدن بازی نیست. میخوابم. 5 دقیقهی آخر بازی رو میبینم.
پرده پرتقالی یک اتاق دوست داشتنی گروه نويسي اين شماره درباره اتاق شماست اتاقی که در آن زندگی می کنید و احتمالا دوستش دارید. همین... ××× نظر شما چیه ؟؟؟ *فریده رفیعی نژاد چند روزي بود در اين فكر بودم كه چطور ميشود چيدمان وسايل اتاق را طوري تغيير داد كه متفاوت باشد؟ به نظرم ميرسيد كه اگر بخواهم وسايل را طوري عجيب و غريب در اتاق بچينم كه توجه همه را به خود جلب كند، نوعي هنجار شكني است، كه البته بعضي به آن نام "تنوع" را ميدهند. مثلا اينكه كتابهايم را از سقف آويزان كنم ،آیينه را هزار تكه كنم و هر تكهاش را به جايي بچسبانم. تخت خواب را دم در بگذارم و يا فرش اتاق را لوله شده بچپانم زير تخت خواب!، اما در ميان همهي اين فكرهاي هنجار شكنانه يا متنوعانه!! فكر ديگري به ذهنم رسيد: اگر بخواهم اتاقم تبديل به اتاقي براي تفكر شود، چه كنم؟ تفكر درباره هرچيز ...
ازکجا خرید کنیم؟ فروشگاههای لوکس و گران یا مغازه های با قیمت مناسب * اکرم مظفری جلوی درهای غول آسا و شیشه ای ایستاده که ناگهان در مقابلش باز می شود و قدم به درون فضایی آکنده از ازدحام و شلوغی می گذارد. هوش و حواس اش را مغازه های متعدد و متنوع می دزدد و چشمهای متحّیر و متحیّج او به هر سو دوان سرک می کشند. با خودش نجوا می کند، اگر نتوانم چیزی بخرم حداقل تماشای چنین مکانی و فضایی که مجانی است و لحظاتی مرا سرگرم می کند؛ هر چند که دلش می خواهد از این مجتمع عظیم تجاری، خریدی داشته باشد. مقابل ویترین هر مغازه که می ایستد از تمیزی و شفافی شیشه، عکس چهره ی شگفت زده امّا ناکام خود را درآن می بیند و در همان لحظه به یاد مغازه های تنگ و تاریک و رنگ و رورفته پایین خیابان ها می افتد که انگیزه خرید را از هر خریداری سلب می کند.
جامعه ما و جوانانی که در آن غوطهورند *معصومه فرمانیکیا چند روز نه، چند هفته و چند ماه است که مدام نگاهم را دقیق کرده ام تا ببینم صورت هایی از آن چه کارشناسان در رابطه با جوان موفق می گویند در جامعه ی خارجی نمود بیرونی دارد، یا نه؟ به همه ی خیابان هایی فکر می کنم که در آنها قدم زدهام، به روزهایی که تمام شده اند، به آدم هایی که از لابه لای اتوبوس ها و پیچیدن موتورها بیرون آمده اند، به جوان های بی هدفی که بی هیچ انگیزه ای خیابان ها را بالا و پایین می کنند، به همه ی آن هایی که همه ی ساعات شبانه روزشان را یا پای ماهواره اند و یا در حال چت کردن و سیگار کشیدن هستند و کسی هم نگرانشان نیست؛ نگران روزمرگی هایشان، نگران زندگی سطحی شان و آینده ای که قرار است، بسازند. در تمام این مدت یاد محبتهای کارشناسانه ای می افتم که جامعه ی جوان را جامعه ی دغدغه های ساعت به ساعت می دانست. دکتر اسکندری معتقد بود: «ما در جامعه ای زندگی می کنم که تغییرات را خیلی سریع تجربه می کنند، حتی بعضی از تحولات سیاسی و اجتماعی موجب شده است، که این تغییرات، شتاب بگیرد.»
ساعتی با سمانه احسانی نیا؛ هنرمندی که معلولیت از پیشرفتش نکاسته است * زینب حاجی محمدزاده ما) راستش را بخواهید خودش نمی گوید. خودمان از قبل می دانستیم اسمش سمانه است. سمانه احسانی نیا. از کجا و چطور و با چه کیفیتی اصلاً مهم نیست... همین * * * ما) آسایشگاه معلولین فیاض بخش ساعت 30/8 صبح. هوا نه سرد است نه گرم. چهل دقیقه بعد روبروی تختی انتهای یک اتاق و روبه پنجره و دختری که سعی می کند لبخند بزند. قطع نخاعی ست. این یکی را خودش می گوید.
هفته دوم: زندگی بهتر از این نمیشه...
علی کازرونی زند
این چای اینقدر با کیفیته که اگه با آب جوش بشوری رنگش میره و اگه هم نشوریش مزهی خاک میده! پس باید با آب سرد بشوریش و بذاری حدود یک ساعت دم بکشه! خلاصه اگه از چای بسته ای 700 تومن استفاده میکنین، از تجربیات منم استفاده کنین! کار آسونی نیست که با نصفه بستهی چای (350 تومن) به 140 نفر چای بدی!
نیم تاریخچهای برای آنچه میخریم
*یوسف محمدزاده
حتی به جای کارد و خنجر میدادند برایشان دولول سفارشی بسازند تا اگر در راه بازار، مسافرکش شخصی سوار شدند و یارو ناکار ازآب درآمد و مستعد کباب شدن بود زحمتش را با چکاندن دولول گاوکش بکشد و سوروسات فردایشان را هم فراهم. شیر زنانی بودند آن ورش ناپیدا این نسوان قرون وسطایی و ما نمیدانستیم...
بارزترین نمونه خرید در جامعه به وسیله پول نقد صورت میگیرد، نوعی خرید نیز با چک و سفته انجام میشود، البته خرید با کارتهای اعتباری هم به تازگی مد شده است، همچنین خرید های به روزتری چون خرید سفارشی، خرید اینترنتی و حتی خرید با خدمات گوشی همراه نیز حائز اهمیت و بررسی استبسیاری معتقدند دردنیای شلوغ خرید
خانمها با ذکاوت ترند
*اکرم مظفری
گپی خودمانی با شاعر جوان خراسانی *زینب حاجی محمدزاده همه آدمها خاص هستند با تفاوتهای بسیار. آدمها حتی با خودشان هم فرق دارند، هر روز و هر لحظه یک شکل! نمیشود آنها را در موقعیتهای مختلف پیشبینی کرد. همین هم باعث شده که اینقدر ارتباطات سخت شود...
او هنوز جیک جیک می کند.
پدر، آرام رویش خاک می ریزد و تو ایستاده ای و هنوز گریه می کنی... از خودت تعجب می کنی. خیلی وقت بود اینطور گریه نکرده بودی. می خواهی خجالت بکشی، ولی نمی توانی شاید هم دلت نمی خواهد. دیده بودی که پسر کوچک همسایه زیر بالش یک گلبرگ کوچک گذاشته بود و گفته بود که دیگه دردش نمی یاد...
بحران هویت و خطر بزرگی که جامعه را تهدید می کند
کارشناسان مهمان: عبدالرضا کردی کارشناس جامعه شناسی، سیروس فخرایی کارشناس جامعه شناسی
به اهتمام: معصومه فرمانی کیا
بحران هویت، خطر بزرگی برای جامعه است، برای پیشگیری و مقابله با آن باید پاسخ ها مطابق با زمان و نگاهی جهانی و تاریخی صورت بگیرد. از دیدگاه جامعه شناسی، بحران هویت در برگیرنده ی متغیرها و عوامل خاص و از نظر روانشناسی شامل متغیرهای دیگری است،.....
مصاحبه با مهندس عباس علی سلطانی کیا مدیرعامل موسسه ی بین المللی علمی و فن آوری رشد کارآفرینی آسیا وکارآفرین نمونه *زینب حاجی محمدزاده فرد کارآفرین، انسانی است که به فرآیند کارآفرینی ایجاد شده با آگاهی کامل از آینده، علم و آگاهی دارد. کارآفرینی در واقع ایجاد دانش و ارتقاء علم است که متأسفانه با اشتغال زایی، مشتبه می شود براساس واحدهای اختصاری فقط یک درصد در مورد کارآفرینی، تعریفی درست و خوشبینانه دارند.
امپراتوری 7 ساله! همین چند روز پیش یکی از دوستان حدیثی از حضرت رسول(ص) نقل می کرد که ایشان می فرمودند: « فرزند 7 سال سرور است. 7 سال خدمتکار و 7 سال وزیر و دستیار! اگر تا 21 سالگی از کمکی که به او کرده ای، راضی بودی (و تربیت نتیجه داد) که خوب، وگرنه به شانه او بزن (و دیگر به حال خود رهایش کن) و تو درباره او نزد خداوند معذوری.».... برگرفته از منتخب میزان الحکمه/ صفحه1097
*علی کازرونی زند
سه شنبه 5 شهریور : 4:30 بیدار باش است. اول نماز، بعد صبحانه. از ساعت 6 تا 7:30 توی محوطه نشسته ایم. هوا سرد است. امروز ظهر قرار است آسایشگاه ما سمپاشی شود. یعنی آسایشگاه عوض می شود. البته این خوابگاه جدید هم قطعی نیست. جمع کاملاً مردانه است.....


