تبليغاتX
ماهنامه جوان - موفقيت پشت سر آدمهاي اميدوار است.
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

موفقيت پشت سر آدمهاي اميدوار است.

موفقيت پشت سر آدمهاي اميدوار است
 
ندا معصوم

هميشه دلم مي خواست درخت باشم. اين كه از جايم تكان نخورم ناراحتم نمي كند. مي توانم عمق را تجربه كنم چون ريشه دارم. ارتفاع را حس كنم چون بلندبالايم. مي توانم مرگ را بارها تجربه كنم و باز از گرمي زندگي جان بگيرم. مي توانم پوست بتركانم و تازه شوم. دوست دارم هميشه درخت باشم پر از دميدن،‌ زندگي. اين يادداشت‌هاي يك جوان امروزي است، با نگاهي نو به زندگي. نگاهي خاص و گاه متفاوت از نگاه‌هاي هميشگي. رضا ايراني است و 22 ساله. نه اين كه شناسنامه اش بگويد، اين را از نوع نگاه كردن و شوق و اشتياقش به زندگي مي فهمم؛ از حرف‌هايش، از اين شاخه به آن شاخه پريدنش، از نوع رانندگي كردنش و... رضا تا دلت بخواهد دلش گرم به زندگي است، به آينده، حتي پذيرفته نشدنش در كنكور سراسري دليلي بر اين نيست كه اين دم را غنيمت نشمارد و از زندگي لذت نبرد. او مي گويد: شايد براي خيلي‌ها اين كه شغل نداشته باشند، زن و مسكن... دليل نااميدي باشد، اما او اصلاً به اين چيزها اعتقادي ندارد. * به نظر خيلي شعاري حرف مي زني! رضا براي پاسخ دادن به سوالم بدون هيچ مكثي مي گويد: براي رسيدن به خوشبختي، احتياج به شعار نيست؛ اميد نخستين گام براي رسيدن به خوشبختي است. رضا فروشنده هم به اين اصل اعتقاد كامل دارد و اين كه اميد را خود فرد مي تواند به خود بدهد. او زماني را به خاطر مي آورد كه به خاطر عدم پذيرشش در دانشگاه دچار افسردگي شده بود. رضا مي گويد: آن زمان به اندازه اي نااميد شده بودم كه كارم به دكتر كشيده شد. صبح تا شب قرص آرام بخش مي خوردم و مي خوابيدم. چند ماهي گذشت تا اين كه ديدم اگر همين طوري پيش رود، فسيل مي شوم. بالاخره تصميمم را گرفتم، يك روز كه از خواب بيدار شدم تمام داروها را بيرون ريخته و براي كمك به پدرم به مغازه رفتم. اوايل كار كردن برايم سخت بود ولي بعدها عادت كردم، به تدريج افسردگي هم كه به آن مبتلا بودم رفع شد. رضا معتقد است: 80 درصد اميد به زندگي نتيجه ي عملكرد خود شخص است. بهناز 25 ساله معتقد است: تأثير پديده‌هاي زندگي صنعتي بر جامعه گاه به قدري جدي و مهم است كه سبب مي شود انسان در حالتي از يأس و نااميدي نسبت به توانايي روبرو شدن با تغييرات زندگي با خود، با ديگران و حتي با خداوند دچار ترديد شود. در اين مواقع واكنش‌ها و بازخوردها با توجه به نوع فرهنگ هر جامعه متفاوت است. به گفته ي بهناز بدترين واكنش زماني است كه فرد در سرنوشت خود احساس ضعف كند و بدين شكل زمينه براي بروز رفتارهاي منفي اجتماعي در او شكل مي گيرد. سارا معتقد است كه نگاه مثبت به زندگي، قضاوت و برخورد بهتر در برابر مشكلات، رسيدن به موفقيت را در پي دارد. او بر اساس بينش روانشناسان و نويسندگان كتاب‌هاي روانشناسي مي گويد: بسياري از وقايع تلخ و شيرين زندگي، پيامد نحوه ي نگرش آدم به زندگي است. مينو احرار به يادمي آورد هميشه به دوستانش سفارش مي كرده كه هيچ وقت سراغ غم‌ها و غصه‌ها نروند، چون هر احساسي موقع خودش مي تواند خيلي خوب و سازنده باشد،‌البته او معتقد است با خواندن مطالب كتاب «به سوي كاميابي» آنتوني رابينز احساس بهتر و مثبت تري نسبت به زندگي و آينده يافته است. به گفته ي او و خيلي از هم سالانش كتاب‌هاي روانشناسي از اين دست خيلي در شاد زيستن و اميد داشتن مؤثر است. امير حسين دهباشي،‌ دانشجوي رشته نرم افزار فهرست بلند بالايي از اين كتاب‌ها را نام مي برد و   مي گويد: تمام مطالب آنها فقط يك جور دلخوش كردن آدم‌هاي ساده و زودباور است كه به جاي روبه رو شدن با واقعيت از آنها مي خواهد به خيالات و اوهام پناه برند، اما دوست امير حسين كه مثل او در رشته نرم افزار دانشگاه آزاد درس مي خواند اين اظهار نظر امير حسين را ناشي از بدبيني افراطي او به زندگي مي داند و مي گويد: اصولاً بعضي از آدم‌ها با همه چيز مخالفند و جز مايوس كردن خود و ديگران رسالتي ندارند. به گفته ي او اميد نداشتن به آينده، وصف حال بسياري از آدم‌هايي است كه هميشه از پشت عينك بدبيني به دنيا و زندگي نگاه مي كنند. سمانه با پرسش من در رابطه با اميد و آرزو ياد مادربزرگ مرحومش مي افتد و مي گويد: مادربزرگ هميشه از بين ترخون‌ها كفش دوزكي را روي انگشت‌هايم مي گذاشت و مي گفت: «يك آروز بكن». آن روزها من آن قدر كوچك بودم كه نمي دانستم اصلاً معناي آرزو چه هست، اما هر چه بزرگ تر شدم بيشتر فهميدم فقط اميد و آرزوست كه انسان را به زندگي پيوند مي دهد. دكترايمان ترجيح مي دهد بيشتر در زمينه ي شاخص‌هاي اميدواري صحبت كند. به گفته ي او شادي و انبساط خاطر يكي از شاخصه‌هاست كه در كنار تلاش و تكاپو در آدم‌هاي اميدوار نمود دارد تا آن جا كه كلام فرد اميدوار هميشه بوي اميد مي دهد. او توضيح مي دهد: هدفداري از ديگر شاخصه‌هايي است كه جاي آن در زندگي افراد نااميد خالي است. اين كارشناس مي گويد: اميد وقتي در دلي باشد لحظه‌هاي او هميشه هدفدار است. به اعتقاد وي آدم‌هاي اميدوار، آدم‌هاي اجتماعي  هستند كه به تمام لحظه‌ها توجه دارد و از تمام دقيقه‌ها استفاده مي كند. وي در ادامه مي افزايد: فرد اميدوار داراي يك برنامه است با طرحي كه در ذهن دارد و براي رسيدن به هدف نهايي آن را دنبال مي كند، آدم‌هاي اميدوار نگاهشان نافذتر و رفتارشان تيزتر است به همين سبب موفقيت در پشت آدم‌هاي اميدوار زيادتر است تا آن جا كه هر وقت نگاه مي كنند قله‌هاي فتح شده را مي بينند، در حالي كه آدم نااميد هميشه اسير دره‌هايي است كه احتمال سقوط كردنش مي رود. به گفته ي اين كارشناس روانشناسي، عواطف در آدم‌هاي اميدوار پررنگ تر است تا آن جا كه آن‌ها به همه چيز عشق ورزيده و عشق ورزيده مي شوند. دكتر ايماني مي گويد: به طور كلي،‌يكي از جلوه‌هاي آدم‌هاي اميدوار داشتن ايمان به خداست، به   گونه اي كه آدم‌هاي اميدوار آدم‌هاي معتقدتري هستند. ايماني در دوره جواني، دوره اي با پتانسيل‌هاي بالا ياد مي كند كه مي تواند دوراني پر نشاط و اميد و سرشار از زندگي باشد. به اعتقاد او هر چند اطرافيان و به خصوص جامعه در اميدبخشي به فرد مؤثرند،‌ چنانچه جامعه ي شاد مي تواند به اميدبخشي بيشتري بنشيند، اما جوان خود يك منبع اميدزاست.  

/*]]-->