تبليغاتX
ماهنامه جوان - تنوع طلبی مردها یا اشتباه زن‌ها
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

تنوع طلبی مردها یا اشتباه زن‌ها

تنوع طلبی مردها یا اشتباه زن‌ها

مشاوره ( مشاور آقای بیاضی)

حمیده صفایی

سوال:
خانمی هستم 35 ساله دارای دو فرزند، پسری 10 ساله و دختری 7 ساله، من و همسرم زندگیمان را از صفر شروع کردیم. بعد از دو سال زندگی مشترک، همسرم در یکی از ادارات دولتی استخدام و بعد از دو سال هم در دانشگاه قبول شد و ادامه‌ی تحصیل داد. هم‌اکنون وضعیت زندگیمان خوب شده است و شوهرم در اداره سمتی دارد. مدتی است همسرم دائما به شوخی می‌گوید می‌خواهد زنی دیگر بگیرم، مدتی با او باشم بعد دوباره به زندگی‌ام برسم گاهی هم از قیافه من ایراد و بهانه می‌گیرد؛ البته همه اینها با شوخی و خنده گفته می‌شود. لازم به یادآوری است که برادر شوهرم نیز همین رویه را پیش گرفته با این تفاوت که او با اینکه دختر و پسرش ازدواج کرده‌اند به طور جدی دنبال همسر دیگری می‌گردد و رابطه‌اش با همسرش تیره شده است. من به شدت نگران زندگی و آینده خود و فرزندانم هستم و از اینکه کانون گرم خانواده‌ام از هم بپاشد، دچار تشویش و نگرانی شدیدی شده‌ام. لطفا راهنمایی‌ام کنید. جواب: در ابتدا شما باید ببینید موضوع تا چه اندازه جدی است. شما می‌توانید همسرتان را آزمایش کنید از او بپرسید اگر می‌خواهد این کار را بکند چه فردی را در نظر دارد و دوست دارد چگونه باشد، چه چیزی در ذهنش هست. اگر این موضوع جدی بود، آن وقت دنبال دلیل بگردید.ابتدا ببینید چرا جذابیت شما برای همسرتان از بین رفته است، ممکن است شما به وضعیت ظاهری خود بی‌اهمیت هستید و یا در روابط با او خوب عمل نکرده‌اید. همچنین شما می توانید از همسرتان بطور مستقیم بپرسید که برای رفتارش چه دلیلی دارد. شما باید در مورد پیامدهای این کار بطور جدی به همسرتان هشدار دهید تا او قبل از هر اقدامی، تبعات آن را بداند در مورد بچه‌ها و آینده‌ی آنها با او صحبت کنید؛ بی‌تردید بی‌نتیجه نخواهد بود. خانم‌ها بدانند مردها به دو دلیل تجدید فراش می‌کنند:
1- مردهایی که در روابط عاطفی یا روابط جنسی خود کمبود دارند، برای رفع کمبودها دوباره ازدواج می‌کنند. 2-  بعضی مردهایی که تنوع طلب هستند که تعداد این افراد زیاد نیست. سوال: زنی هستم 34 ساله و دختر 10 ساله‌ای دارم. 12 سال از زندگی مشترک من و همسرم می‌گذرد. اوایل زندگی ساده‌ای داشتیم و دخل و خرجمان به سختی با هم برابر می‌شد. همسرم شغل آزاد داشت. من هم شروع به عکاسی و فیلمبرداری کردم. با گذشت زمان وضع زندگیمان خوب شد و توانستیم خانه و ماشینی بخریم. بعد از مدتی با کمک همسرم من هم برای خودم اتومبیلی خریدم. هر سال به مسافرت می‌رفتیم؛ به طور کلی زندگی خوبی داشتیم و همه حسرت زندگی ما را می‌خوردند. هرکجا می‌خواستم بروم با دخترم می‌رفتم و می‌آمدم، همسرم نیز از زندگی راضی و خشنود بود. بعد از گذشت این همه سال یک روز خواهرم به من گفت: پای زن دومی به زندگی من باز شده است، اول باور نکردم تا اینکه با چشمان خودم او را دیدم. آنقدر شوکه شده بودم که نتوانستم به همسرم چیزی بگویم، فقط دخترم را برداشتم و به منزل پدرم رفتم. سه ماه به همین منوال گذشت تا اینکه با پا درمیانی پدر شوهر و برادر شوهرهایم، همچنین اصرار خانواده‌ام با همسرم آشتی کردم و به خانه‌ام برگشتم. حالا فقط در ظاهر در زیر یک سقف هستیم. هرکدام در اتاقی جدا می‌خوابیم و تنها حرفی که میان ما رد و بدل می‌شود «سلام» و «خداحافظی» است، نمی‌دانم چه کنم. از یک طرف نمی‌توانم خیانت همسرم را بپذیرم و او را ببخشم و از طرفی هم به‌خاطر دخترم نمی‌خواهم زندگی‌ام متلاشی شود. میان دو راهی مانده‌ام لطفاَ مرا راهنمایی کنید. ·                    روابط زوجین که به این سمت می‌رود، برمی‌گردد به ریشه‌های روابط که مهمترین آنها نداشتن ارتباط قوی با یکدیگر است. زوجین به این دلیل نسبت به یکدیگر خیانت می‌کنند که از شریک زندگی خودشان رضایت ندارند و یکدیگر را درک نمی‌کنند. ممکن است این مشکل از ابتدای زندگی شما وجود داشته، اما چون هر دو برای زندگی بهتر تلاش می‌کردید این مساله مشخص نشده، اما وقتی از نظر اقتصادی به حد ایده‌آل رسیدید، خودش را نشان داده است. در زندگی‌ای که تعلقات وجود داشته باشد هریک از زوجین نسبت به دیگری احساس تعلق می‌کند و دست به خیانت نمی‌زند. شما باید دقت کنید و ببینید نسبت به همسرتان مرتکب چه اشتباهاتی شده‌اید؛ آیا در شکل‌دهی ارتباطات روانی و عاطفی به خوبی عمل نکرده‌اید و یا روابط‌تان با همسرتان گرم و صمیمی بوده است؟ گاهی وقت‌ها زن و شوهر هریک در زندگی به دنبال روابط خاص خودشان با اطرافیان می‌روند و به مرور زمان ارتباط آن دو ضعیف می‌شود. مرد و زن می‌بینند که تعلق عاطفی کمتری نسبت به یکدیگر دارند. هرکدام به نوعی وسوسه می‌شوند و این وسوسه در مردها بیشتر است. فقط کافی است در این مواقع کسی در مسیر زندگی او قرار بگیرد. از نظر مردها این امر عادی است. آن‌ها می‌گویند من همسرم را دوست دارم و این فقط یک رابطه‌ی ساده است، اما بعد از مدتی نسبت به آن شخص، احساس تعلق خاطر می‌کند و ارتباطاتش با همسرش کم‌رنگ‌تر می‌شود. به شما توصیه می‌کنم در ابتدا همسرتان را جذب کنید نه دفع، اگر به صورت منفی عمل کنید درست است که مرد در حال حاضر به خاطر خانواده با شماست، اما به مرور زمان از شما جدا می‌شود و راه سابقش را ادامه می‌دهد. بعد از جذب همسرتان وقتی روابط به حد خوبی رسید می‌توانید گام به گام و به صورت منطقی نسبت به او گلایه گذاری کنید و توضیح دهید که کار او چه لطمه‌ای به زندگیتان وارد کرده است. همچنین       یاد آوری کنید که او هیچ چیزی به دست نیاورده و این مساله، تاثیری منفی در زندگی مشترکتان داشته است. این حرف‌ها وجدان او را بیدار می‌کند و در این زمینه حق را به شما می‌دهد، اما بازهم یادآور می‌شویم در هر لحظه به صورت منطقی به همسرتان اخطار دهید.