تبليغاتX
ماهنامه جوان - زندگی یا یک حباب شیشه‌ای
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

زندگی یا یک حباب شیشه‌ای

 
گفتگو با یک زوج هنرمند به بهانه برگزاری دهمین نمایشگاه مشترک

سمانه ترحمی یوسفی

هنر در مقام نوعي بيان شخصي، هميشه عوالم فردي را بيان نمي كند، بلكه مي تواند وسيله ي القاي برداشت‌هاي هنرمند از انواع مسائل وابسته به زندگي باشد. رويدادهاي مهم زندگي چون عشق، بيماري، مرگ و... و اين تفسير فردي هنرمند است كه آن رويدادها را هر بار با نگاهي تازه براي انسان‌ها متجلي مي سازد. در دنياي امروز يك پرده ي نقاشي، يا يك بناي مسكوني هر كدام مي توانند نمودي از هنر باشند. فرق ميان پرده ي نقاشي و ساختمان اين است كه نقاشي را فقط مي توان تماشا كرد، اما در ساختمان مي توان زندگي هم كرد. هرچند كه در گذشته تصور مي شدنقش هنرمند تنها تعبيه پوششي براي روي اجزا و بخش‌هاي يك دستگاه است، اما امروز اين موضوع تحقق پيدا كرده كه شكل و كاربرد، دو جنبه ي اصلي و وابسته به يكديگرند. بنابراين هر اثر هنري، كارآيي زباني فردي را در اختيار هنرمند قرار مي دهد. حتي اگر بسياري از آثار به قصد پيشبرد انديشه‌هاي اجتماعي آفريده شوند، اما باز هم از بينش و گويش اختصاصي هنرمند خالي نمي مانند و گاهي اين تصويرهاي بصري به عنوان وسيله اي براي برقرار كردن ارتباط، بر زبان نوشتاري تقدم زماني نيز مي يابد...

شايد نمايشگاه «مينا و خاك» نيز در وهله ي اول بيش از هر چيز جنبه ي كاربردي اش به چشم مخاطب مي آيد، اما با تامل بر اين مقدمه مي فهميم كه بي ترديد بيش از آن، هنرمند از مصالح و اسلوب‌هاي به كار رفته در آفرينش آثار، براي انتقال بيان شخصي خودش نيز بهره برده، چرا كه هنر تنها و تنها تفسير شخصي هر كس از جهان پيرامون خويش است. اما تماشاي اين نمايشگاه تلاقي دو تفسير را به‏رخ مي كشاند؛ نمايشگاهي كه حاصل تلاش يك زوج هنرمند است. زوجي كه با تمام ويژگي‌ها و تفاوت‌هاي فردي شان، گويي در نقطه اي واحد به يكديگر رسيده اند و در واقع همان نگاه مشترك‏شان و برپايي نمايشگاه مشترك بهانه اي شد تا با محمد نوري و مريم وفايي كه هر دو فارغ التحصيل رشته ي صنايع دستي (گرايش شيشه ) هستند، به گفتگويي دوستانه  بنشينيم.

چند سال است كه ازدواج كرده ايد و ملاك‌هايتان براي انتخاب يكديگر چه بوده است؟

محمد نوري : از سال 81 و آشنايي مان به دوره ي دانشجويي بر مي گردد، به فعاليت‌هاي كاريمان كه از همان موقع با يكديگر داشتيم و با شناخت مداوم طي دو سال در محيط‌هاي مختلف كارگاه، كلاس و بالاخره يكديگر را انتخاب كرديم با معيارهايي كه ممكن است براي هر كسي متفاوت باشد.

مريم وفايي: شايد عوامل زيادي دخيل بودند، ما آن موقع نمي دانستيم بعداً به هم وابسته مي شويم شايد ملاك و معيارهاي آن موقع با الان يكي نباشد. بايد به گذشته برگردم ببينم از كجا شروع شد. هر كس از همسر آينده اش، تصويري در ذهن دارد؛ شايد من هم كم كم به اين موضوع پي بردم كه محمد با توجه به شخصيت، رفتار و اعتماد به بنفس اش، مي تواند آن طور كه مي خواهم يكي از اين گزينه‌ها باشد.

 نابراين آن معيارهايي كه ديروز داشتم با چيزهايي كه امروز فكر مي كنم كاملاً متفاوت است. الان مي فهمم چه چيزهايي مهم است ولي آن موقع درك نمي كردم كه بايد به چه چيزهايي توجه كرد يا نبايد توجه كرد؛ با اين حال انتخاب درستي انجام دادم و اصلاً پشيمان نيستم.

هنرمند بودن تان چقدر در زندگي مشترك تان تأثيرگذار است؟

وفايي: به طور كل هنرمندان كمي حساس ترند و اين شايد براي زندگي مشترك خوب نباشد، اما مي توانديك جايي حسن باشد و جاي ديگر دردسرساز. در زندگي ما هم بي تاثير نبوده، گاهي اين روحيه ي حساس من مشكلاتي را به وجود آورده است.

نوري: بي ترديد انجام كار هنري در زندگي نيز تاثيرگذار است. ما مدام در حال كاريم، چه در خانه و چه در كارگاه و حتي زماني هم كه كار اجرايي نداريم، مشغول فكر كردن به آن هستيم، هميشه اين تاثير به نوعي در زندگي مان بوده است.

از اينكه با يكديگر كار مي كنيد پشيمان نيستيد؟

نوري: پشيمان نيستم چون هم خوب و هم برايم جالب است.

وفايي: جاي پشيماني نمي بينم.

زندگي كاري تان با زندگي مشترك تان چقدر با يكديگر در تعامل است؟

وفايي: زندگي ما با كساني كه زندگي شان از محل كارشان جداست. فرق مي كند. كار ما، ‌تفريح ما با زندگي مان كاملاً عجين شده است؛‌ ما در يك آپارتمان كوچك زندگي مي كنيم كه از دوتا اتاق كوچكش، يكي اتاق كار ماست.

آن قدر كه گاهي كلافه مي شوم حتي شكايت مي كنم از اينكه هر جا نگاه مي كنيم كارهاي نيمه تمام شيشه را مي بينيم، اما وقتي به نتيجه خوبي مي رسيم، بعد از رسيدن به موفقيت همه مشكلات را از ياد مي بريم، حتي از تمام آن كارهايي كه اجرا كرده ايم در تزئين خانه ي خودمان هم استفاده مي كنيم و لذت مي بريم...

نوري: در واقع خانه ي ما يك نمايشگاه كوچك است.

فكر مي كنيد اگر با هم كار نمي كرديد باز هم موفق بوديد؟

نوري: حتماً موفق بودم، البته نه به اين اندازه ولي باز هم موفقيت نسبي در كار داشتم به خاطر شناخت و توانمندي اي كه از خودم سراغ دارم.

وفايي: فكر مي كنم در كنار همسرم صد در صد موفق ترم.

در مورد نحوه ي كارتان بگوييد چگونه با هم كار مي كنيد و چگونه با هم كنار مي آييد؟

وفايي: بخش طراحي و ايده پردازي با من است، حالا هر پروژه اي كه مي خواهد باشد؛ اما در زمينه ي اجرايي،‌ خوب تخصص ايشان است ولي در نظر سنجي نهايي و كارهاي تكميلي باز هم هردو با هم با توجه به توانايي‌هايمان كار مي كنيم. شايد اين تقسيم كار به اين دليل باشد كه من وقتم آزادتر است و بيشتر زمان فكر كردن و طراحي كردن دارم. ولي چون كارهاي اجرايي مشكل تر و زمان برتر است بيشتر وقت ايشان را مي گيرد.

در كارهايتان چقدر اختلاف سليقه داريد، چقدر به اين موضوع بها مي دهيد و نهايتاً‌ حرف آخر را چه كسي مي زند؟

وفايي: خوب اختلاف سليقه داريم، اما نه در آن حد كه منجر به اختلاف بين مان شود چون به نوعي هم من و هم ايشان سليقه ي يكديگر را قبول داريم، ولي گاهي ممكن است طرحي بزنم اما چون امكان اجرا نيست يا كار سخت است در اين مورد سليقه ي ايشان را لحاظ مي كنم؛‌ بنابراين من هم سعي مي كنم طوري فكر كنم كه از نظر ايشان قابل اجرا باشد.

نوري: مهم اين است كه كار خوب از آب درآيد، همانطور كه ايشان گفتند البته تخصص همسرم در طراحي و ايده پردازي و من در طراحي و اجراي نهايي كار است، بنابراين پس از طراحي و ايده پردازي ممكن است طرحي قابليت اجرا داشته باشد يا نداشته باشد،‌ پس كار هميشه در حال تغيير است تا زماني كه كار به تعالي برسد و تمام شود.

يعني اصلاً پيش نيامده است كه در پياده كردن يك طرح به تفاهم نرسيد؟

نوري: گاهي ممكن است به تفاهم نرسيم، اما اگر نظر مخالف روي كار دلايل منطقي داشته باشد، بنابراين طرف مقابل قانع و متوجه قطب قوي تر مي شود و در نهايت با توافق تصميم مي گيريم آيا كار بالاخره اجرا شود يا نشود...

بنابراين هيچ وقت كارتان به مشاجره نكشيده است؟

وفايي: ببينيد،كار بامسائل روزمره فرق مي كند. در مسائل روزمره، بخش زيادي از احساسات و عواطف آدم درگير مي شود، اما در مورد كار، منطق پيش مي آيد به عنوان مثال اگر طرح منطقي نيست خوب من اصرار نمي كنم كه به مشاجره بيانجامد، بنابراين كار به خوبي پيش مي رود.

فكر مي كنيد دركارتان كدام يك متبحرتريد؟

نوري: نمي شود گفت كدام متبحرتر به لحاظ استفاده از ابزار من و طراحي ايده همسرم. بنابراين ما مثل يك تيم كار مي كنيم. يك كار گروهي است ميان ما دو نفر كه هر كسي با توجه به توانايي و تجربه اش روي كار تاثيرش را هم مي گذارد.

چقدر حاضريد سكوي پرش همسرتان شويد يا بالعكس چقدر مي خواهيد از او به عنوان سكوي پرش خودتان استفاده كنيد؟ نگاه تان به اين قضيه چگونه است؟

وفايي: فرقي نمي كند چون موفقيت يكي از ما، موفقيت دومي هم هست. ما حتي در مسابقات هم پاي اثر، نام هر دويمان را مي زنيم وقتي هم جايزه مي گيريم به نام هر دويمان است، چون نمي توانيم سهم ديگري را ناديده بگيريم. همان قدر كه من تاثيرگذارم آقاي نوري هم تاثيرگذارند.

چقدر خودتان را موفق مي بينيد و آيا اين موفقيت در حيطه ي كاري است يا زندگي مشتركتان؟

وفايي: نسبتاً موفق مي بينم. شايد گفتنش درست نباشد اما نسبت به اطرافيان خودم كه با ما كار مي كردند خوب خيلي موفق تر مي بينم. هم در زندگي مشترك و هم زندگي كاري.

نوري: رابطه ي اين دو، رابطه اي متقابل است و جدا نيست. همه ي اين‌ها روي هم تاثيرمي گذارند. ما در زندگي مشترك هم مثل كارمان موفق بوده ايم و مشكلي پيش نيامده است كه نگران آن باشيم چون سعي كرديم يكديگر را درك كنيم.

و در پايان چه توصيه اي براي زوج‌هاي جوان داريد؟

نوري: توصيه كردن از دست من خارج است و در حد خودم نمي بينم.

وفايي: اما من توصيه اي براي مردها دارم. اينكه خيلي وقت‌ها به خودشان برگردند و سعي كنند رفتارهايشان را چه دركار و چه در زندگي مشترك تصحيح كنند تا در كنار همسرشان خوشبخت زندگي كنند و اين قدرت را داشته باشند كه خودشان رفتار ناپسند خودشان را تغيير دهند.