بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
آنچه درباره ی فیلم سوپراستار باید بدانیم: پشت پردهی یک زندگی مدرن الهام ابراهيم زاده
آيا كسي كه تصميم گرفته نقدي بر فيلمي بنويسد اين حق را
دارد كه علاوه بر اينكه دفاعي از فيلم نداشته باشد، پيشنهادي هم در مورد ديدن آن
به مخاطب ندهد؟! در جواب شايد سوال ديگري با قدرت خودش را به رخ نقاد بكشد كه اگر
براي ديدن فيلم، پيشنهادي به مخاطب نداري چرا دست به نقد اين اثر شده اي؟! شايد
صرف وجود «سوپر استار» اجازه نقد را صادر مي كند. سوپر استار در حال عرضه ي خود
است و شايد نقدي تا حدي منفيبتواند يكي از بي نهايت بازخوردهاي اين عرضه باشد.
«سوپر استار» فيلم خوبي نيست و اين يك نظر شخصي است و مي تواند به راحتي از سمت
سليقه و يا تفكر ديگري كه متفاوت است رد شود!
كوروش زند (شهاب حسيني) يك سوپر استار است. شهرت زياد از
كوروش فردي بي نهايت مغرور ساخته كه او توقع احترام و كرنش و برآوردن هر خواسته اي
را از اطرافيانش دارد. در ميان هوادارنش كه سر صحنه ی فيلمبرداري به ديدنش آمده
اند، دختري را مي بيند و از او خوشش مي آيد. رها (فتانه ملك محمدي) بعد از رفتن به
خانه كوروش ادعا مي كند كه دختر اوست و وقتي مي تواند تا حدي او را در اين مورد
مطمئن كند، به آرامي زندگي به هم ريخته و رو به قهقرايش را سر و سامان ببخشد.
رها: چرا ين قدر زحمت مي كشي كه مشهور بشي، بعد خودتو از
مردم قايم مي كني؟
شايد اين جمله كمي تكراري باشد اما سوال خوبي است. به قول
نويسندی اهل چك، «ميلان كوندرا» در رمان «جاودانگي» : " شهرت يعني افراد
بسياري تو را مي شناسند كه تو آنان را نمي شناسي و خود را نسبت به تو محق مي
دانند. مي خواهند از همه كارهايت سردر آورند و طوري عمل مي كنند كه گويي صاحبت
هستند. شهرت متعلق به كسي است كه پاسخ مي دهد، نه كسي كه سوال مي كند. صورت پاسخ
دهنده را نورافكن روشن كرده است، حال آن كه سوال كننده را از پشت نشان مي دهند.
شهرت به هر چيزي كه براي ما اتفاق مي افتد پژواكي صدباره مي دهد و راه رفتن در
جهان با يك پژواك، ناراحت كننده است."
دنيا براي شهرت، سكوهاي خاص خودش را دارد. جايگاهي كه اگر
انساني بتواند خود را به آن جا برساندبه وسیله انسان هاي زيادي ديده مي شود. البته
ديده شدن صرف، دليل بر شهرت نيست. برآوردن خواسته يا نيازي هر چند كوچك از آن
جمعيت بزرگ كه در حال تماشاي انسان مشهورند، دليل اصلي اين علاقه جمعي است،
برآوردن خواسته هاي اجتماعي و سياسي در چهره هاي اجتماعي و سياسي، برآوردن نياز به
تصوير رويايي يك خود ديگر در بازيگران، برآوردن احساس قهرمان طلبي و رقابت در
ورزشكاران و... اينها البته كليشه هاي شهرتند و يا شايد همان به اصطلاح ستاره ها و
سوپراستارها؛ وگرنه هر انساني در هر مكان و موقعيتي براي خود شهرتي نسبي دارد؛ يك
آموزگار درمدرسه،یک كاسب دربازار، يك كارمند در يك، يك فرد درخانواده، يك عضوگروه
عوامل سازندهي شهرت، توجه و تعريف و تقديس و تمام چيزهايي است كه احساسي به نام
غرور را نه تنها ارضاء مي كند كه باعث مي شود اين احساس بتواند بيشترو بيشتر هم
بشود! سوپر استاري به شهرتي مثبت بر مي گردد، اما شهرت منفي هم وجود دارد مثل به
بدي، دروغگويي، بداخلاقي، خسيسي و... مشهور بودن و شهرت مثبتي كه همراه با غرور
است هم ارزش با همان شهرت منفي است. چون
غرور وجه منفي شهرت است. در وجه مثبتش اما شهرت، پتانسيل بالايي دارد. با زحمتي
بسيار كمتر از زحمات زيادي كه آموزگاران،پدران ،مادران ،مصلحان اجتماعي ،عوامل آموزشي،تربيتي
و حتي رسانه مي كشند تا به جمعي چيزي بياموزند، يك سوپراستار فقط با رفتار شخصي اش
مي تواند عده زيادي را نه با زور كه با احساس خوشايندِ خواسته قلبي به انجام كاري وادار
كند.
اگر فيلم به جاي پرداخت آرام و كودكانه خوب شدنِ! كوروش به
اين مساله مي پرداخت، شايد بهتر مي بود. تاثير سرنوشت ساز يك سوپراستار را بر
زندگي يك نفر نشان مي داد تا تاثير يك نفر بر زندگي يك سوپراستار.... اين طوري
فيلم شخصي تر شده است. كنش قدرتمندي وجود ندارد كه بخواهد مخاطب را در دفاع از خود
با خودش همراه كند. درام نيازمند كنشي قدرتمند و جدي است... حتي در حيطهی طنز.
مرد بايد با جديت گرسنه باشد تا چارلي چاپلين را مرغ سرخ شده ببيند!
قهرمان سوپراستار، كوروش است و ما در ماجراي فيلم با يك
شخصيت مغرور مواجه ايم. شخصيتي كه به اندازهی بزرگي كاذبي كه در اسمش – سوپر
استار – وجود دارد، اعتماد به نفس كاذب دارد! بي هدف است. لاابالي است. بداخلاق و
دروغگو و خودخواه و.. او تماماً منفي است.در ابتداي فيلم يك شخصيت سياه و بد!
داريم. اما او تغيير مي كند و خوب! مي شود.
با پيدا شدن سر و كله ي يك دختر كه زيرك است و مهربان و دلسوز و پاك... ميبينيد؟ شخصيت ها و داستان فيلم ناخودآگاه
داستان فيلم كارتوني «ديو و دلبر» را تداعي مي كند. هر چند به گفته «تهمينه
ميلاني»، كارگردان فيلم، شخصيت كوروش بر گرفته از قهرمان داستان «آگوستوس» هرمان
هسه است و رها «شازده كوچولوي» اگزوپري اما اين تركيب، يك ديو و دلبر ساخته است.
ديو و دلبري با همان فاصله رويا گونه اش
از مخاطب ( كه باز هم كارگردان فيلم اصراري بر كاركرد رئال فيلم ندارد).
سوتیتر:
شهرت يعني افراد بسياري تو را مي شناسند كه تو آنان را نمي
شناسي و خود را نسبت به تو محق مي دانند. مي خواهند از همه كارهايت سردر آورند و
طوري عمل مي كنند كه گويي صاحبت هستند. شهرت متعلق به كسي است كه پاسخ مي دهد، نه
كسي كه سوال مي كند
قهرمان سوپراستار، كوروش است و ما در ماجراي فيلم با يك
شخصيت مغرور مواجه ايم. شخصيتي كه به اندازهی بزرگي كاذبي كه در اسمش – سوپر
استار – وجود دارد، اعتماد به نفس كاذب دارد! بي هدف است. لاابالي است. بداخلاق و
دروغگو و خودخواه و.. او تماماً منفي اس.


