بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
به
آلودگي صوتي چطور نگاه كنيم: خوابی
به عمق پادشاه هفتم ! زينب
حاجي محمدزاده انگار خوابت برده بود. شايد هم نه؟ به هر حال
سعي مي كردي خواب باشي و باز انگار كه زير پنجره به اين امر خطير همت گماشته بودي. .... شايد چون هنوز نمي شود كه روي اين برگه كاغذ،
اصوات را به نمايش درآوري اين سه نقطه را گذاشتي!!! خودش را مینا معرفي مي كند. عينك دودي اش را
برمي دارد و بي حوصله مي پرسد: -
آلودگي
صوتي؟؟؟ خوب يعني بوق و سر و صدا ديگه اين كه پرسيدن نداره. سرت را از پنجره بيرون مي بري و مي خواهي داد
بزني كه اي آقاي محترم لطفا صداي بوق ات را خاموش كن.(ولي راستش را بخواهيد نه به
اين شدت محترمانه) كه با صف چند صد متري ماشن هايي روبرو مي شود كه... همسايهتان است. بيرون آمده و خيره شده به
درخت جلوي خانه اش. مي گويد اين درخت هم سن پسر اولش است. سي و پنج يا چهل و
پنج!!! نمي داند. -
من
اين چيزا حاليم نمي شه. صوت يعني چي؟؟؟ مي گويي: يعني صدا. -
مگر
صدا هم آلودگي داره. اين همه واسه ي من فلسفه چیندي كه گزارشگرم راستي اسمش چي
بود؟ ميگويي:
ماهنامه جوان. -
بذار
روشنت كنم سر و صدا آلودگي نداره. آشغال آلودگي داره، نيگاه كن مثل همين آشغال
هايي كه نمي دونم كدوم از خدا بي خبري ريخته پاي اين درخت من. اي الهي... خدا را شكر مي كني كه مشكل ترافيك حل شده. سرت
را با لبخندي از سر رضايت روي بالش فشار مي دهي. پادشاه سوم كه نه همان پادشاه دوم
را رد مي كني كه .... باز هم همان مشكل عدم پيشرفت فن آوري است كه
تو را از بيان كتبي اصوات باز مي دارد. امير مولايي. 19 ساله. دانشجوي سال اول رشته ي
مكانيك و خيلي چيزهاي ديگر كه يادت نماند. وقتي موضوع گزارش را ميفهمد انگار كه به
قول معروف وا رفته باشد: -
آلودگي
صوتي... خوب همين سر و صداهاي الكي مثل...مثل تو هم مثل امير مولايي به دور و بر نگاه مي
كني. خيابان زيادي ساكت است كه ناگهان ماشين مدل بالايي مثل برق از كنارتان مي
گذرد و آهنگ نه چندان آشنايي تا مدت ها توي سرت مي كوبد. -
آها.
همين سر و صداهايي كه از اين ماشين ها در مي ياد هم يه نوعي از آلودگي صوتيه. مي خواهي خداحافظي كني كه مي گويد: ولي اگه مي
خواين در مورد انتخابات... و تو خداحافظي مي كني! قبل از اينكه باز بخواهي كله ي مبارك را از
پنجره بيرون برده و پي به مبدا صدا ببري. ماشين مورد نظر كيلومترها از تو دور شده
ولي. صدايي گمب گمب كنان همچنان تو را به خود مي خواند. با لبخند به تو نگاه مي كند. اعتماد به نفس
پيدا مي كني و مي پرسي: -
شما
مي دونين آلودگي صوتي يعني چه؟ -
به
نظر من هر سر و صداي الكي يعني آلودگي صوتي حتي به هم خوردن دو تا قاشق به هم. از آقاي فرهاد كيوان نژاد تشكر مي كني و راه
مي افتي. ديگر واقعاً خوابت برده برد. داشتي به پادشاه
هفتم مي رسيدي كه.... -
بي
خيال...راس مي گي...چون من (و خنده اي آن چنان از اعماق دل كه...خرس هاي قطبي آن
سر دنيا را هم از خواب بيدار مي كند چه برسد به تو!!!) آقا عيسي شيرم دارين؟ -
نه... ميدانستي قرار است نه بشنوي. بر مي گردي و مي
پرسي: -
راستي،
آقا عيسي! شما مي دونين آلودگي صوتي يعني چي؟ نگاه پر از سوال آقا عيسي را كه مي بيني مي
گويي: راستش من گزارشگر ماهنامه ي جوانم. جوابتون رو با اسم خودتون تو ماهنامه چاپ
مي كنم. آقا عيسي سرش را مي خاراند و انگار كه تازه
دوزاريش افتاده باشد، مي گويد: -
اي
بابا، خوب زودتر مي گفتي آبجيه من! گفتي چي يعني چي؟ -
آلودگي
صوتي يعني چي؟ -
راستش
از شما چه پنهون كه ما از اين چيزا سر در نمي ياريم ولي... بعد به تابلوي بالا سرش اشاره مي كند و مي
گويد: -
اگه
مثل ايستادن بي جاست كه مانع كسبه، خيلي بده. آره بابا جان من. مي خندي و خداحافظي مي كني كه مي گويد: -
آبجي.
بيا اينم شير!!! اين بار به سمت در حمله ور مي شوي ديگر مي شود
همسايه ها را گير آورد و چيزي گفت بلكه دلت خنك شود. در را كه باز مي كني تنها
چيزي كه مي بيني پاشنه ي سيزده سانتيه كفشي است كه روي پله مي كوبد و مي رود. سلام، من گزارشگر ماهنامه ي جوان هستم مي شه
چند دقيقه مزاحمتون بشم؟؟؟ مي داني كه اشتباه كرده اي. مرد نگاهي به
ساعتش مي اندازد و مي گويد: -
خواهش
مي كنم. فقط اگه ممكنه يه كم سريعتر. -
شما
مي دونين آلودگي صوتي يعني چي؟ مرد كيف دستي اش را روي زمين مي گذارد و با
نگاهي كه شايد كمي ناراحت باشد مي گويد: -
من
مي دونم. خوبم مي دونم. مي خواين بدونين واسه ي چي؟ واسه ي اينكه من ميگرن دارم.
از نوع پيشرفته اش. من خوب مي دونم. اما شما مي دونين وقتي اين سر درد لعنتي عوت
مي كنه چي به روزگارم مياد. مي خوام سرم و بكوبم به ديوار. ولي كاش همه بدونن كه
يه كم مراعات كنن. مراعات من و امثال من و از شما هم ممنونم كه به همچين موضوعاتي
مي پردازين. قرص سفيد رنگ را روي زبانت مي گذاري و بعد هم
جرعه اي آب، ديگر حتماً خوابت مي برد. ... اين يكي را مي شود روي اين برگه كاغذ ثبت كرد.
اين را مي شناسي صداي بچه ي همسايه است. مادرش هميشه در برابر نگاه هاي عصباني
بقيه لبخند مي زند و مي گويد: بچم نحصه خانوم چي كارش كنم مي خواين خفش كنم؟
آره.... بعد هم در را طوري به هم مي كوبد كه چهار ستون بدن همه تان مي لرزد. زن چادرش را روي سرش مي كشد و مي گويد: -
آلودگي
صوتي هم مثل خيلي چيزاي آزار دهنده ي ديگه اي كه اين روزا ميتونه مته ي اعصاب همه
باشه، ميراث تكنولوژيو فناوريه. ما بايد به اين نتيجه برسيم كه اگه ماشين و راحتي
مي خوايم صداي بوقش رو هم از يه اتفاق فقط اون قسمت هايي رو برش بزنيم كه دلمون مي
خواد. دختر جواني كه كنار ايستاده خودش را وارد بحث
مي كند و مي گويد: -
ولي
بايد اين رو هم در نظر بگيريم كه ما بايد فرهنگ استفاده از هر چيزي رو داشته باشيم
وگرنه هرج و مرج ميشه. از خانم هاي عباسي تشكر مي كني و به فرهنگ
سازي فكر مي كني. ديگر داري خواب مي بيني خواب هاي خوب. توي
خوابت هم صدا هست. صداي آشنايي است. كمي دقت مي كني مي شناسيش. صداي تلفن است. توي
خوابت دست دراز مي كني و گوشي را برمي داري. -
زينب،
پاشو ديگه هنوز خوابي!!! قبل از اينكه گوشهايتان را بگيريد: لطفا
به پاشنه كفشتان نگاهي بيندازيد شايد اين شق القمر نباشد كه اولين جمله اين
ستون را اينطور شروع كنيم: آلودگي صوتي يكي از مشتقات صنعتي شدن جوامع
است. ولي از شما چه پنهان ما اهالي قلم، مصداق بارز از كاهي، كوه ساختنيم. اين
اعتراف شرافتمندانه را خودمان مي كنيم تا به اينجاي ماجرا برسيم. اين كوهي كه اين بار راجع به آن مي خواهيم
بنويسيم واقعاً كوه است؛ كوهي به نام آلودگي صوتي. شايد شما هم مثل ما با جستجوي نه چندان دشواري
در همين اينترنت هاي خانگي به راحتي بتوانيد از عوارض ريز و درشت آلودگي صوتي،
اطلاعات خيره كننده اي را به دست بياوريد. از رنگ پريدگي و بالا رفتن فشار خون گرفته تا
كاهش شنوايي در بالغين و كاهش يادگيري و خلاقيت در كودكان و نوجوانان و حتي بروز
مشكلات روحي پيشرفته. در هيمن جستجوي كوتاه مي توانيد انواع القاب و
اسامي را براي اين كوه بيابيد. كه خطر نامرئي، غول صدا، صداي بلند پيشرفت و انواع
و اقسامي كه يافتنش را به خودتان واگذار مي كنيم و اين وسط ابتدايي ترين تعريف
آلودگي صوتي را اينطور جستيم: آلودگي صوتي، همان اصوات پراكنده ايست كه به
نصب ديوارهاي صوتي، اطلاعات چنداني نداريم ولي آيا اين حل كردن مسأله است. نمي خواهيم باز هم مثل هميشه ذهن شما را به
همان فريضه تكراري پاك كردن صورت مسأله كه گويا اين روزها مصداقي براي همه فعاليت
هايمان شده درگير كنيم. حتي نمي خواهيم ميليون ها ريال هزينه را بي ارزش جلوه
دهيم. باور كنيد كه عضو هيچ جناح و گروه سياسي و غيره هم نيستيم ولي... آيا باد اين را پذيرفت كه زندگي ماشيني عصر ما
بايد به دنبال خود آلودگي هاي بي شماري را داشته باشد. نمي گوييم كه بايد مثل
اجداد ما قبل تاريخ مان با قاطر سفر كرده كه در جاي خود همان قاطر بخت برگشته هم
صدايش گوش را مي خراشد و جايش هم وقتي بوده كه با تركه اي به دست همان اجداد ما
قبل تاريخ محترم مان نواخته مي شده و يا خندق بلا خالي مي مانده. به خودمان فكر كنيم به فرهنگ سازي، به اينكه
بايد از كجا شروع كنيم. يك بار ديگر به بوق ماشين نگاه كنيم. به باندهاي عظيم
الجثه اي كه با افتخار آفرين گرما جواني هايمان است. بي تعارف بگوييم كمي به پايين
به پاشنه كفش مان توجه كنيم.


