بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
از
ليسانس به فوق ليسانس؛گذری از توقع به فوق توقع علي
ذوالفقاري روزي كه نتيجهی كنكور ارشد
رو اعلام كردن و فهميدم كه قبول شدم در پوست خود نمي گنجيدم. تنها كسي كه از قبول
شدن من ناراحت به نظر مي رسيد رئيس شركتي بود كه واسش كار مي كردم، آخه نزديك دو
سال بود كه اونجا مشغول به كار بودم و ديگه كاملا تو كارم جا افتاده بودم. اون به
من پيشنهاد داد حالا كه مي خوام واسه ادامه ي تحصيل به تهران برم كارم رو اونجا
توي دفتر فروشي كه شركت تو تهران داشت ادامه بدم. خوب منم از خدا خواسته قبول كردم. از اونجايي كه چند هفته اول
هنوز همه چيز واسم تازگي داشت خيلي از كار همراه با درسم لذت مي بردم، اما كم كم شرايط
چهره ي خودش رو به من نشون داد.من به خاطر پول كمي كه در اختيار داشتم و اين كه
نتونسته بودم هم خونه ي مناسبي پيدا كنم مجبور شده بودم به تنهايي تو كرج يك خونه
ي كوچك ونقلي بگيرم و اين حسابي كار من رو سخت مي كرد، آخه مجبور بودم واسه رسيدن
به محل كار و يا دانشگاه و برگشتن به خونه حدودا روزي چهار ساعت تو راه باشم.
علاوه بر اون ساعت كاريم جوري بود كه تمام وقتم رو مي گرفت و شبا حدود ساعت هفت و
هشت، خسته و كوفته مي رسيدم خونه، طوري كه ديگه هيچ انرژي واسه درس خوندن باقي نمي
موند ؛ در حالي كه هدف اصلي من از اومدن به تهران همين درس خوندن بود. به آخراي
ترم اول نرسيده بود كه ديگه طاقتم طاق شد و از رئيسم تو مشهد خواستم كه اجازه بده
ديگه سركار نرم. بالاخره تونستم راضيش كنم كه با استعفام موافقت كنه، اما تازه
بايد به اين فكر مي كردم كه با اين بي كاري و بي پولي كه به انتظارم نشسته چه كنم........ معمولا يكي از بزرگترين
آرزوهاي كساني كه در دوره ي كارشناسي تحصيل مي كنند قبول شدن در آزمون كارشناسي
ارشد و ادامه ي تحصيل است. اين موضوع شايد تا چند سال پيش واقعا يك آرزوي دور به
شمار مي آمد، اما امروزه با بالا رفتن سطح پذيرش دانشگاه ها و به وجود آمدن
دانشگاه هاي مختلف و رنگارنگ، ديگر پذيرفته شدن در دورهیكارشناسي ارشد چندان
محال به نظر نمي رسد. اما شايد بتوان گفت كه مرحله پذيرفته شدن، شيرين ترين قسمت
ماجرا است، زيرا با گذشت مدت زمان كوتاهي، دانشجو در مي يابد كه اين دوره به هيچ
وجه قابل مقايسه با دوره هاي گذشته تحصيلي او نيست و بايد با درس ها و مطالبي
بسيار سخت تر از آنچه انتظارش را داشته دست و پنجه نرم كند. اين در حاليست كه با توجه به
بالا تر رفتن سن وسال و ايجاد نيازهاي جديد تحصيلي و اجتماعي براي فرد، نياز به
داشتن يك شغل مناسب بيشتر خود را به رخ مي كشد. در اينجا دانشجويان ارشد معمولا به
دو گروه تقسيم مي شوند: گروهي كه قبل از پذيرفته شدن
مشغول به كار بوده اند و ديگري گروهي كه پس قبول شدن به دنبال انتخاب يك شغل مناسب
مي گردنند. در اين ميان گروه اول به مشكلات بيشتري بر مي خورند، زيرا اگر به كاري
كه انجام مي دهند علاقه داشته و اصرار به حفظ آن در حين تحصيل داشته باشند با
مشكلاتي از قبيل تطبيق ساعات كاري با برنامه ي كلاس ها در دانشگاه، هماهنگ كردن
مرخصي هاي كاري با روزهاي دانشگاهي خود در طول هفته به خصوص در صورت تحصيل در
شهرستان و همچنين رساندن و خواندن درس ها با توجه به برنامه ي سنگين درسي و كاري
خود روبرو مي شوند. در اين شرايط بسياري از افراد تاب نياورده و مجبور به ترك كار
خود و يا متاسفانه ترك تحصيل مي شوند. گروه دوم نيز با مشكلي به
نام سطح توقع بالا به اضافه ي بازار كار نا مساعد روبرو هستند؛ مهم ترين مشكلي كه
براي اين گروه رخ مي دهد بالا رفتن سطح توقع جامعه و به ويژه خود آن ها از خود به
خاطر يدك كشيدن نام دانشجوي ارشد است. اين عده معمولا حاضر به انجام كارهايي كه
قبل از پذيرفته شدن در كارشناسي ارشد قادر به انجام آن ها بودند، نيستند زيرا به
اين مي انديشند كه آن كارها ديگر در شأن آنان به عنوان يك دانشجوي ارشد نيست. اين
در حالي است كه نياز به خريد كتاب هاي متعدد و كارهاي تحقيقاتي وساير موارد مرتبط
با تحصيل، نقش پول و كار را براي دانشجوها پر رنگتر مي كند و در چنين شرايطي كمك
گرفتن از خانواده حتي با وجود رضايت از جانب آنان چندان براي خود فرد خوشايند
نبوده و احساس خوبي به او دست نمي دهد. علاوه بر اين كارفرمايان نيز
علاقه ي چنداني به يك نيروي كار پاره وقت ندارند و حتي اگر هم كارفرمايي به اين
نوع كار كردن تن در دهد، مسلما در انتها پول چنداني نصيب دانشجوي مورد نظر نخواهد
شد. يك دانشجوي كارشناسي ارشد
معمولا زير ذره بين نزديكان و اطرفيان خود قرار دارد، كساني كه دوست دارند بدانند
كسي كه در اين دوره تحصيل مي كند چه فرقي با ديگران در اجتماع دارد و اولين چيزي
را نيز كه زير سؤال مي برند كار فرد است. اين افراد به اين نكته توجه نمي كنند كه
كار كردن در حين تحصيل بسيار مشكل و انرژي بر است، حال چه اين كار در سطح معلومات
و دانايي فرد باشد و چه نباشد. بي ترديد دانشجويان پس از اتمام تحصيلات خود در
مقطع كارشناسي ارشد موقعيت هاي شغلي بسيار مناسبي به دست خواهند آورد و اگر
اطرافيان به اين نكته توجه كنند و به آنها روحيه دهند مي توانند كمك بيشتري در
پيشرفت تحصيلي آنان داشته باشند. به هر حال آن چه در اين ميان
قابل ذكر است، اهتمام مسئولين آموزشي كشور در سال هاي اخير در ترويج تحصيلات
تكميلي و تشويق دانشجويان به ادامه تحصيل در مقطع كارشناسي ارشد است. اين امر
بسيار پسنديده و قابل احترام است، اما آن چه را اين عزيزان بايد به خاطر داشته
باشند اين است كه كسب مدارك علمي در دوره هاي تكميلي، سطح توقع دانشجويان را در
زمينه هاي كاري بالا برده و انتخاب هاي شغلي آنان را تحت تأثير قرار مي دهد، از
اين روي همانگونه كه براي ارتقاي سطح علمي دانشجويان كشور تلاش مي شود با افزايش
ظرفيت ها انگيزه براي ادامهي تحصيل در جوانان كشور تزرق مي گردد، بايد به فكر
ايجاد موقعيت هاي مناسب شغلي براي آنان نيز بود تا دانشجويان پس اتمام تحصيلات خود
به خاطر پيدا نكردن شغل مناسب دچار سر درگمي و ناراحتي نشوند.


