تبليغاتX
ماهنامه جوان - مهريه: نشانه‌ی محبت يا چماقِ قدرت
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

مهريه: نشانه‌ی محبت يا چماقِ قدرت

...اين يكي ديگه جلسه دادگاه نيست، يك جلسه خانوادگي خواستگاريه با گفتگوها،خنده ها و شوخي هاي خاص خودش. همه جمعند، از خاله و عمه گرفته تا عمو و دايي، پدر بزرگ و مادر بزرگ، به انتظار خانواده داماد آماده شده بودند. همه چيز مرتب و تميز مي نمود. استثناً بچه ها و كوچكترها را فاكتور گرفته بودند چون قرار بود درباره ي مطالب مهمي صحبت شود كه يكي از آنها مهريه بود. بايد درست تصميم گيري مي شد. هر كسي به نوعي ابراز عقيده مي كرد:

مي گم خوبه ميزان مهريه به عدد سوره هاي قرآن باشه.

نه بابا 114 تا سكه، اين خيلي كمه، الان بيشتر سال تولد عروس درنظر گرفته مي شه.

اوه..... چه خبره مگه؟

بعضي ها عقيده دارن مهريه زياد باشه تا مرد نتونه زنش رو طلاق بده.

من كه مي گم همون 14 سكه خوبه، مهريه بايد كم باشه، خيلي سخت نگيرين، جوونا بتونن ازدواج كنن.

حالا مهريه رو كي داده و كي گرفته.....

پدر دخترسخت تو فكر بود، سبك وسنگين مي كرد، با لحن جدي رو به من كرد و گفت:

خانم وكيل شما يك چيزي بگين، به نظر شما چقدر مهريه بگيم؟

بستگي داره.

يعني چي ؟ به چي بستگي داره ؟

بستگي داره كه شما نگاه تان به مهريه چطور باشد؟ آنچه كه دين و مذهب مي گويد اين است كه مهريه نشان محبت و تقدير مرد از زن است. همان گونه كه در سوره نساء آمده است «و اتو النساء صدقاتهن نحله» براين اساس مهريه همان هديه با ارزشي است كه مرد به زن تقديم مي كند.

اما ميزان مهريه را خانواده‏ی دختر مشخص مي كنند.

بله، اينگونه مرسوم است، اما بايد به مقداري باشد كه هم در توان مرد باشد و هم مرد قصد پرداخت آن را داشته باشد. اين كه مي گويند كي داده. كي گرفته صحيح نيست.

خب، مسلماً هيچ جواني در ابتداي ازدواج نمي تواند مهريه ي زنش را بپردازد.

صحيح است، به همين جهت بعضي افراد، مهريه را با قيد « عند الاستطاعه» و برخي با قيد « عند المطالبه» مي پذيرند.

اينجا بحث جدي شده بود، همه ساكت شدند، مادر خانواده با لحن جدي پرسيد:

اين حرف ها يعني چه ؟ بيشتر توضيح دهيد.

«عند الاستطاعه» يعني هر موقع مرد استطاعت پيدا كرد و پولدار شد، بايد مهريه همسرش را بپردازد و «عند المطالبه » به استطاعت و پولداري مرد بستگي ندارد، بلكه از زماني كه صيغه ي عقد جاري شد وزن مهريه اش را مطالبه كرد، مرد موظف به پرداخت آن است.

خاله خانم با نگراني گفت: اما ما كه دخترمان را عقد كرديم هيچ يك از اين شروط را نگذاشتيم.

اشكالي ندارد، اگر تاريخ و مدت براي پرداخت مهريه نيامده باشد منظور همان « عند المطالبه» است؛ چرا كه ماده 1082 قانون مدني در اين زمينه مقرر داشته: به مجرد عقد، زن مالك مهر مي شود و مي تواند هر نوع تصرفي در آن بنمايد.

دختر خانم كه قرار بود عروس خانم شود، وارد بحث شد و گفت :

خب ما مي گيم به اندازه ي سال تولد من و بعد از عقد، من مهريه ام را مي بخشم، حتي مي رم محضر و رسماً مهريه ام را مي بخشم.

چرا؟

آخه....فعلاً اينطوريه، كمتر از اين شأن آدم پايين مي ياد.

و اگر خداي ناكرده جدايي پيش آمد؟.......

خب مهريه ام را مي گيرم.

نه، نمي شود، مطابق ماده 806 قانون مدني، هرگاه داين (يعني طلبكار) طلب خود را به مديون ببخشد حق رجوع ندارد.

پس به نظر شما چه كنيم، اصلا مهريه خوبه زياد باشه يا كم؟

نظريات متفاوت است يك نظريه معتقد است كه مهريه به اندازه معمول و متعارف و برحسب شئونات دختر و تا آنجا كه در توان پسر باشد تعيين شود و نظريه ي ديگر بر كم بودن مهريه تأكيد دارد تا ازدواج ها آسان و سهل شود. هر دو نظريه به جاي خود صحيح است، اما آنچه كه بنده به عنوان تجربيات و در رويارويي مشكلات دادگاه مواجه شده ام، اين است كه دختر و پسر، وضعيت و موقعيت خانوادگي يكديگر را در نظر بگيرند و همان گونه كه مطرح شد، مهريه در حد توان مرد و به عنوان هديه و ابراز محبت به زن درنظر گرفته شود كه پشتوانه ي مالي زن هم محسوب شود.

پشتوانه؟

گرچه زوجين در هنگام عقد هرگز به جدايي نمي انديشند، اما متأسفانه گاهي زندگي به بن بست مي رسد، خوب است كه زن در هنگام جدايي، حداقل پشتوانه مالي را داشته باشد. البته مرد هم بايد مقدار مهريه اي را قبول كند كه بتواند بپردازد و قصد پرداخت آن را داشته باشد وتوجه كند كه مهريه ي زياد و سنگين ممكن است در آينده تبديل به «چماق قدرت» شود كه به وسيله ي آن بايد به بسياري از كارهاي ناخواسته تن دردهد.

ديگر چه استفاده يا سوء استفاده هايي از مهريه مي كنند؟

مورد ديگري كه زياد پيش مي آيد، استفاده از « حق حبس » است؛ ماده 1085 قانون مدني در اين زمينه مقرر داشته است: زن مي تواند مادامي كه مهريه به او تسليم نشده است از ايفاي وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند، مشروط بر اينكه قهر او حال باشد و اين امتناع، مسقط حق نفقه نخواهد بود.

در اين صورت ناشزه نيست؟

خير، چون هنوز مقاربت صورت نگرفته است، « حق حبس» براي زن وجود دارد.

اين طور كه معلوم است زن ومرد خيلي بايد حواس شان جمع باشد؛ هم مهريه كم وهم مهريه زياد مي تواند دردسرساز باشد.

بله همانطور كه عرض كردم مهريه بايد در توان مرد باشد، گرچه به آينده موكول مي شود، مرد بايد بداند كه در آينده قصد پرداخت آن را دارد و اگر كار به جدايي كشيد بتواند مهريه ي همسرش را پرداخته و به خوبي از هم جدا شوند؛ همچنانكه قرآن كريم مي فرمايد:« فامساك بمعروف او تسريح باحسان» با خوشرفتاري نگاه داشتن و يا با نيكويي رها ساختن. همچنين در سوره نسا فرموده است : اگر خواستيد زني را رها ساخته و زن ديگري به جاي او بگيريد و مهريه زيادي برايش  درنظر گرفته بوديد به هيچ وجه نبايد چيزي از مهريه ي او بازگيريد(يعني بايد مهريه اش را تمام وكمال بپردازيد).

بحث حسابي گل كرده بود و همه با دقت گوش مي كردند كه زنگ در به صدا درآمد و خانواده داماد اعلام حضور كردند.

دو خانواده تا حدود زيادي همديگر را مي شناختند. تحقيقات قبلا انجام گرفته و موافقت ضمني اعلام شده بود. جلسه ي حاضر جهت مكتوب شدن مهريه و ساير شرايط تشكيل شده بود. پس از اينكه فاميل داماد در جاي مخصوص استقرار يافته و تعارفات معمول انجام پذيرفت، خان دايي خطاب به پدر عروس گفت:

خب، حاج آقا مشورت هايتان را كرديد؟ بفرمایيد ما سراپا گوشيم.

اختيار داريد هر چه شما بفرمایيد.

ما سعي مي كنيم منزلي درحد توانايي پسرمان براي زندگي شان آماده كنيم، وسايل زندگي هم.....

وسايل را تا حدود زيادي خودمان تهيه كرده ايم، دو سه قلم كالاي اساسي كم داريم.

داماد كه مي خواست هرچه زودتر وصلت جوش بخورد، بدون مقدمه گفت:

اشكالي ندارد، خودم تهيه مي كنم.

صداي صلوات همراه با خنده حضار بلند شد و بدنبال آن گفتگوهاي بي هدف رد و بدل مي شد:

به به! عجب همتي....

آخه مي ترسه عقب نشيني كنن...

نه بابا، به هر حال بايد مسئوليت به عهده بگيره.

درسته كه ميگن مردرئيس خانواده است؟

اوه....حالا كه همه جا خانم ها رئيسن.

اصلا چه فرقي مي كنه، اجازه بدين از خانم وكيل بپرسیم.  خانم شما بگين مرد رئيس خانواده است يا زن؟

كمي تأمل كردم مسأله‏ی رياست خيلي حساس است واغلب براي خانم ها غير قابل تحمل...

اصولًا رياست مرد بر خانواده چه ثمرات و آثاري دارد؟

برخي از اين آثار عبارتند از:

مطابق ماده 42 قانون ثبت : زن حق دارد نام خانوادگي شوهر را با موافقت او ‌‌‌‌‌(براي خود ) به كار برد.همچنين مطابق ماده 1005 قانون مدني : اقامتگاه زن اصولًا همان اقامتگاه شوهر است.

يعني زن مجبور به اطاعت شوهر در زمينه مسكن است؟

اختيار مسكن در حقوق ايران اصولًا با مرد است، ماده 114 قانون مدني در اين زمينه مقرر مي دارد :

« زن بايد در مسكني كه شوهر تعيين مي كند سكني نمايد مگر اينكه اختيار تعيين منزل به زن داده شود».

به موجب قانون، زن ومرد مي توانند ضمن عقد مقرر كنند كه زن حق سكني داشته باشد يا اينكه محل سكونت با توافق طرفين مقرر شود و در غير اينصورت قوانين ذكر شده لازم الاجرا خواهد بود.

با همه ي اين سخنان، چنانكه مي دانيم بنياد و بناي زندگي بر تفاهم و دوستي و همكاري طرفين است و همان گونه كه رياست خانواده برعهده ي مرد است، مديريت داخلي و اداره‏ي خانه بر عهده ي زن است و همه ي اين ها در سايه ي تفاهم وگذشت به دست مي آيد. همه ي اين مسائل با دوستي و محبت قابل حل است. توسل به قانون زماني است كه به بن بست مي رسند.

آقاي داماد باز هم با عجله صحبت را عوض كرد و گفت:

بله، البته ما در زمينه مسكن مشكلي نداريم، تفاهم كامل در اين زمينه هست.

صداي خنده حضار بلند شد، يكي از وسط با صداي بلند گفت:

حالا كه اينطوره.....عروس خانم شيريني بيار.