تبليغاتX
ماهنامه جوان - اوقات فراغت جوانان و چالش
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

اوقات فراغت جوانان و چالش

 

اوقات فراغت جوانان و چالش های پیش روی سازمان‏ها در گفتگو با جواد محمد زاده مقدم

دستگاه های متولی ؛ از ماموریت گرایی تا تقاضا محوری

فهیمه جوان

جواد محمد زاده مقدم، از سال 1383 تا کنون مدیر عاملی موسسه خدمات مشاوره ای جوانان و پژوهشهای اجتماعی آستان قدس رضوی را بر عهده داشته است. حضور مستمر این موسسه در عرصه غنی سازی اوقات فراغت جوانان در سال‏های گذشته و نگاه متفاوت شخص او پیرامون موضوعات مرتبط با خانواده ها و جوانان امروز، بهانه ای شد برای یک گفتگوی دوستانه. آنچه در ادامه مطالعه خواهید کرد پاسخ های صریح و شفاف اوست به سوالات ما.

1-      جناب آقای محمد زاده از نظر شما اصلی ترین مولفه های ویژه اوقات فراغت جوانان چه مواردی هستند؟

برنامه های اوقات فراغت، از حیث آموزش باید، تامین کننده سطوح درک و کاربردی ذهن باشد و از سوی دیگر ترجیحاً بهتر است غیر رسمی باشد. یعنی اوقات فراغت نباید مانند دوران 9 ماهه آموزشی در مدارس، تماماَ شامل سرفصل‏های آموزشی رسمی باشد بلکه این نوع آموزش‏های رسمی حداکثر 10 الی 20 درصد کل وقت فراغتی را شامل شود.دیگر اینکه باید بعد شادابی و نشاط جسمی و روحی در آن پر رنگ باشد. مولفه چهارم هم عبارت است از فعالیت‏های خلاقانه و داوطلبانه. یعنی فرد فقط بهره گیر و استفاده کننده و مصرف کننده نباشد.  آخرین مورد نیز این‏است که بخشی از این فعالیت‏ها باید به صورت فردی و بخشی به صورت گروهی انجام شود تا مهارت‏های اجتماعی شدن و کار گروهی را نیز ضمن رعایت فردیت، تقویت کند. بر این اساس در سند ملی اوقات فراغت 4 نوع فعالیت اوقات فراغت پیش بینی شده است.

الف) فردی فعال مانند کتابخوانی، کارکردن در یک حرفه معین یا کلاس آموزشی

ب) فردی غیر فعال یا مصرفی و منفعل مانند تماشای تلویزیون

ج ) گروهی فعال کوهنوردی یا مسابقات ورزشی، اردو و مسافرت

د) گروهی منفعل مانند تماشای یک مسابقه در استادیوم.

پیشنهاد می شود همه این برنامه ها در تقویم فراغتی باشد اما فعالیت‏های گروهی و فعال حجم بیشتری داشته باشند.

2-      آیا سازمانهای متولی غنی سازی اوقات فراغت جوانان در این مقوله موفق بوده اند؟ چه مواردی را در این عرصه آسیب زا می دانید؟

بنا بر آمار رسمی کشور، فعالیتهای سازمان‏های دولتی حدوداً 20 الی 25 درصد کل نیاز فراغتی جوانان را پوشش می دهند ضمن اینکه اکثر جوانان، این فعالیت‏های فراغتی را از چند جنبه مورد نقد قرار می دهند. یکی اطلاع رسانی است و دیگر عدم انطباق با نیازها و شرایط. در واقع دستگاههای متولی معمولاً ماموریت گرا، برنامه ریزی می کنند، نه تقاضا محور. به تعبیر دیگر بر اساس آنچه خودشان تشخیص می دهند، برنامه ریزی می کنند نه لزوماَ بر اساس آنچه جوانان می خواهند. حداقل باید بین نیازها و خواسته ها تعادلی باشد. به همین دلیل در گزارش‏هایی هم که از برنامه های اوقات فراغت ارائه می شود تنها آمار بخشی از دستگاه‏های متولی که خدمات فراغتی می دهند؛ در گزارشات دیده می شود و سایر فضاهای فراغتی اصولاًدر برنامه ریزی لحاظ نمی شود. به عنوان مثال سالن‏های ورزشی خصوصی زیادی هستند که فعالیت می کنند و مورد استقبال هم قرار گرفته اند اما هرگز در آمارها، گزارشی از عملکرد آن‏ها دیده نمی شود که نشان دهنده برنامه ریزی های صرفاً دولتی در زمینه اوقات فراغت است در حالی که باید بخش خصوصی در این حوزه  به صورت فعال وارد شود و تعریف شفافی داشته باشد. البته حضور ارگان‏ها وسازمان‏های دولتی یک ویژگی مثبت نیز دارد و آن اعتماد خانواده ها به بخش دولتی و احساس آرامش حاصل از آن است.

3-      به نظر شما در فرایند اوقات فراغت جوانان، خانواده ها چه نقشی می توانند بر عهده بگیرند؟

در پیمایش‏های ملی که در زمینه اوقات فراغت انجام شده، بسیاری از جوانان به ویژه دختران تاکید کرده اند که وقت زیادی را با خانواده خود می گذرانند. این موضوع البته مطلوب هست اما در صورتی که خانواده ها نکاتی را که پیش تر به آن اشاره کردیم را مورد توجه قرار دهند. یکی از کارکردهای خانواده، جامعه پذیری فرزندان است. اگر والدین این موضوع  را در برنامه های فراغتی بچه ها پیش بینی کنند در آینده آن‏ها بسیار موثر است. این موارد را در کل به عنوان مهارت‏های زندگی معرفی می کنند. بچه ها از نوجوانی باید مهارت حل مساله، کنترل هیجان، ارتباط موثر، همدلی و... را در تعاملات اجتماعی به صورت فعال تمرین کنند و با نظارت خانواده شخصیت متعادلی پیدا کنند. خانواده در این برنامه ریزی نقش موثری دارد. یعنی بین آن‏چه فکر می کنند، می بینند، احساس می کنند و با اعضاء و جوارحشان رفتار می کنند، یک ارتباط منطقی به وجود بیاید. نقش خانواده ها در طی این فرایند مهم است.در حال حاضر یکی از چالش‏های اساسی جامعه ما این است که 50 درصد طلاق جوانان در حدود 5 سال اول زندگی مشترک رخ می دهد. این مساله نشان دهنده این است که جوانان مهارت‏های لازم برای تشکیل زندگی مشترک را نیاموخته اند. بنابراین نباید تمام وقت فرزندان با کلاس های زبان و کامپیوتر و... پر شود تا بعد در مرحله زندگی، افراد کارآمدی باشند اما کار گروهی و زندگی اجتماعی و خانوادگی را نداشته باشند.

4-      جایگاه موسسه خدمات مشاوره ای آستان قدس رضوی در زمینه غنی سازی اوقات فراغت جوانان کجاست؟

با توجه به نکاتی که ذکر شد ما همواره سعی کرده ایم مراکز مشاوره فعالی را به صورت حضوری و غیر حضوری داشته باشیم تا به والدین و فرزندان در زمینه های مورد نیاز مشاوره بدهند. از سوی دیگر تا کنون حدود 50 عنوان لوح فشرده، مجله وکتاب منتشر کرده ایم تا از حیث منابع در این زمینه نیز  به خانواده ها کمک کنیم. در باشگاه جوانان مهر که زیر مجموعه موسسه می باشد، با تشکیل کانون‏های مختلف، این فضا را در اختیار جوانان قرار می دهیم تا خودشان فعالیتی را طراحی، اجرا و ساماندهی کنند. به عنوان مثال انیمیشن «مزدکارگر» را بچه های کانون رایانه در یک کار تیمی ساختند یا گروه سرود دختران باشگاه توانست در جشنواره سراسری «ضامن آهو»، رتبه برگزیده را کسب کند. از سوی دیگر، دوره های آموزشی و کارگاهی مستمری را نیز در موضوع مهارت‏های زندگی با رویکرد آمادگی ازدواج تدارک دیده ایم تا جوانان چشم اندازی از آینده ای را که باید بسازند و این‏که چطور در این مسیر حرکت کنند، به دست بیاورند. در مجموع ما ترجبح می دهیم به جای واژه پر کردن اوقات فراغت جوانان و ارائه گزارش‏های انبوه، به آن‏ها کمک کنیم تا خودشان تصمیم بگیرند چطور برای اوقات فراغتشان به صورت خلاق برنامه ریزی کنند به گونه ای که به مجموعه‏ی نیازهایشان توجه کنند.

5-      در تابستان سال جاری، چه برنامه های ویژه ای در این عرصه اجرا خواهید نمود؟

برگزاری اردو های مشاوره ای تفریحی، دوره های کارگاهی مهارت‏های زندگی و آمادگی ازدواج مهمترین فعالیت تابستانی موسسه است. ما در این برنامه ها با رویکردی جزء نگر وارد مسائل می شویم به همین دلیل نیز برنامه ها مورد استقبال و رضایت مخاطبان‏قرار می گیرد. به عنوان مثال در یک اردو فقط مادران و دختران شرکت می کنند و در اردوی دیگر فقط پدران و پسران. به  این ترتیب به آن‏ها فرصت می دهیم یک روز، زندگی کیفی در کنار هم را تجربه کنند. ارتباط موثر متناسب با الگوی درون خانواده ای را بیاموزند، با هم ورزش کنند، به نشاط برسند و حرفهایشان  را در کارگروه‏های مشاوره ای و با کمک مشاوران متخصص به هم منتقل کنند. نظر سنجی های ما نشان می دهد خانواده ها از این سبک برنامه ها استقبال کرده اند و این تجربه را در تحکیم بنیان خانواده خود مفید ارزیابی نموده اند. کلاس‏های مهارت‏های زندگی هم همین‏گونه است. در این دوره ها  رویکرد اصلی برای جوانان، ازدواج است. یعنی با یک نگاه امیدوارانه و مسئولانه به آینده که خودشان متقاضی آن هستند به مساله  مهارت‏های زندگی نگاه می کنیم. یک بخش دیگر فعالیت‏ها هم فعالیت‏های نخبه پرورانه است که از ظرفیت‏های موسسه برای مطرح کردن جوانان توانمند در حد بضاعت خودمان استفاده می کنیم.  

 

6- نقش گروه همسالان در بحث اوقات فراغت، تاثیرات و آسیب‏های آنان را چگونه می بینید؟

گروه همسالان به ویژه برای مقطع نوجوانی بسیار کلیدی است. در واقع فرصت اوقات فراغت که می تواند به ویژه در جامعه پذیری و انتقال فرهنگ  به صورت غیر رسمی ایفا کند یک الزام اساسی دارد و آن اینکه این برنامه ها به صورت فعال و گروهی انجام شود که پیشتر راجع به آن توضیح دادم. مثلا در یک کلاس زبان درست است که حدود 20 نفر با هم حضور دارند اما نوع فعالیت ها گروهی نیست و عموما افراد تنها با استاد ارتباط دارند و هیچ تقابل ویژه ای بین آن‏ها وجود ندارد. اگر در پایان این دوره آموزشی بپرسید که با چند نفر دوست شدی؟ اکثریت می گویند برنامه شخصی برای دوست یابی در این کلاس نداشته اند. تاثیر پذیری در شرایطی فراهم می شود که فعالیت اوقات فراغت در قالب گروه دوستی برنامه ریزی شود. در این حالت با توجه به این‏که مهمترین گروه مرجع نوجوانان، همسالان هستند شاهد تاثیر پذیری متقابل آن‏ها خواهم بود. البته همیشه همه انسان‏ها در هر شرایطی از دیگران تاثیر می پذیرند و این امر نسبی است اما گسترش آن نیازمند همین گروه های دوستی است. با توجه به این مثال در فعالیت هایی مانند اردو نظارت والدین باید قوت بیشتری داشته باشد که فرزندان با چه کسانی همسفر هستند چون در چنین جمع هایی امکان تاثیرگذاری به مراتب بیشتر است. اگر افراد سالم و متعادلی همراه فرزندان باشند فرصت رشد خوبی برای آنها فراهم می شود و اگر همسالان آنها استاندارد های فرهنگی خانواده را رعایت نمی کنند باید این موضوع برای فرزندان تبیین شود تا وقت فراغت خود را با افرادی سپری کنند که به تکامل و رشد آنها بیانجامد.

همچنین یکی از مهمترین کارکرد های همسالان در اوقات فراغت ایجاد رغبت و انگیزه است. وقتی افرادی که در یک بازه سنی با هم باشند رغبت آن‏ها برای انجام یک فعالیت سازنده فراغتی به مراتب بیشتر خواهد بود بنابراین باید چنین فرصت‏هایی را برای آن‏ها فراهم کرد. با این کار آن‏ها عملا در یک جامعه کوچک کنترل شده، می توانند زندگی آینده را تجربه کنند. تجربیات ناشی از دوستی ها، اصطحکاک ها و تضاد منافع ها در این جمع های کوچک برای آن‏ها از ساعت‏ها کلاسهای آموزشی تئوریک مفید تر است.

7- آسیب های برنامه ریزی مقطعی برای اوقات فراغت؟

- آسیب های برنامه ریزی مقطعی در این بازه در سطح برنامه ریزی ملی و خانوادگی تقسیم می شود. در سطح ملی طبیعی است که برنامه ریزی مقطعی مشکلات فراوانی را ایجاد خواهد کرد که از آنها می توان به عدم تبدیل شدن فعالیت ها به مهارت، بی اعتمادی به جوانان به برنامه ریزی های دولتی و عدم مشارکت در آن و به تبع آن بروز پدیده های اجتماعی مانند علافی اشاره کرد.

در خانواده این مسئله از آسبی کمتری برخوردار است. چون یک پدر حداکثر برای چند فرزند برنامه ریزی می کند نه میلیون ها فرزند. بنابراین برنامه ریزی ساده تر است مثلا پدری که فرزندش را پیش یک استاد نجار می گذارد یا در دکان بقال برای او کاری دست و پا می کند هر چند این کار مقطعی باشد به دلیل امکان نظارت والدین،‌ جوان مورد نظر می تواند از منافع این کار بهره مند شود. مراودات اجتماعی را بیاموزد، مسئولیت پذیری را تجربه کند، حتی اگر مثلا از نجاری هم چیزی یاد نگیرد بخشی مهم از اهداف فعالیتهای فراغتی که جامعه پذیری و کسب تجارب اجتماعی است حاصل می شود.واقعیت این است که از بسیاری از خانواده ها بیشتر از این نمی شود انتظار داشت. اما اگر بخواهیم آرمان‏گرایانه پیشنهاد بدهیم باید بگوییم : مدارس باید در فعالیت‏های پرورشی خود یا دروسی مانند دین و زندگی سرفصلی با عنوان « اهداف زندگی و چشم انداز آینده من» برای جوانان پیش بینی کنند.این موضوع با کمک انجمن اولیا و مربیان با خانواده ها هماهنگ می شود و با مثلث جوان، خانواده و مدرسه تا جوان در راس هرم آن خواهد بود( مدل مفهومی ).جوان مورد نظر بر اساس هدف زندگی خود و شناسایی نیاز هایش و با حمایت خانواده و مدرسه به غنی سازی اوقات فراغتش اقدام کند. فرایند مشاوره در مدارس هم می تواند به والدین و فرزندان در این زمینه کمک کند.

 

8- به نظر می رسد برنامه های اوقات فراغت در مجموعه های مختلف رویکرد موازی دارند به نظر شما راهکار خروج  از این وضعیت چه می تواند باشد؟

البته من تنها به موازی کاری اعتقاد ندارم چون اصولا طبق آمار در خوش بینانه ترین حالت حداکثر 30٪ از جوانان از برنامه های اوقات فراغتی استقبال کرده اند. کشور ما از جوان‏ترین کشورها است که در چنین شرایطی ادعای موازی کاری، استدلال محکمی می طلبد فعالیت‏های ما به مرحله اشباع نرسیده، ما دچار خلا و کمبود هستیم بنابر این موازی کاری معنا ندارد. البته اگر بگوییم به دلیل عدم برنامه ریزی برخی از عرصه ها کمتر مورد توجه قرار گرفته و موازی کاری را به این معنا بگیریم صحیح است. علت این مسئله هم عدم مدیریت واحد فرهنگی است. موضوعی که رهبر انقلاب بیش از 15 سال قبل آن را از شورای عالی انقلاب فرهنگی درخواست کردند و بعد هم آن را با عنوان مهندسی فرهنگی تعبیر کردند به این معنا که از یک طرف نیازها و ضرورت ها را بشناسیم و سپس سهم دو دستگاه را در برآوردن نیازها مشخص کنیم و یک نهاد نظارتی هم رسیدگی کند که چه مقدار پیش رفته ایم؟ تا زمانی که مدیریت واحد فرهنگی و متولی واحد نداشته باشیم نمی شود در این باره به نتیجه مشخصی رسید بنابراین راهکار مدیریت واحد فرهنگی است. آن‏چه پیمودن این مسیر را دشوار می کند این است که بسیاری از نخبگان فرهنگی و حتی مسئولان هنوز قائل به مقوله مدیریت فرهنگی نیستند و معتقدند نه می توان و نه باید فرهنگ را مدیریت کرد. بنابراین حتی رویکرد واحدی در این باره وجود ندارد وقتی خود مدیریت فرهنگی مورد اجماع نیست بدیهی است که امیدوار بودن به مدیریت واحد فرهنگی هم بسیار دور از دسترس است. بنابراین ما علاوه بر ضعف اجرایی و برنامه ریزی به خلا تئوریکی در عرصه فرهنگ مبتلا هستیم که باید به این مسئله هم توجه شود. اصولا تا نگاه به مقوله فرهنگ به صورت استراتژیکی مورد توجه قرار نگیرد این مسائل حل نخواهد شد.

 

سوتیترها:

بچه ها از نوجوانی باید مهارت حل مساله، کنترل هیجان، ارتباط موثر، همدلی و... را در تعاملات اجتماعی به صورت فعال تمرین کنند و با نظارت خانواده شخصیت متعادلی پیدا کنند. خانواده در این برنامه ریزی نقش موثری دارد. یعنی بین آن‏چه فکر می کنند، می بینند، احساس می کنند و با اعضاء و جوارحشان رفتار می کنند، یک ارتباط منطقی به وجود بیاید

 

یکی از مهمترین کارکردهای همسالان در اوقات فراغت ایجاد رغبت و انگیزه است. وقتی افرادی که در یک بازه سنی با هم باشند رغبت آن‏ها برای انجام یک فعالیت سازنده فراغتی به مراتب بیشتر خواهد بود بنابراین باید چنین فرصت‏هایی را برای آن‏ها فراهم کرد

 

طبق آمار در خوش بینانه ترین حالت حداکثر 30٪ از جوانان از برنامه های اوقات فراغتی استقبال کرده اند. کشور ما از جوان‏ترین کشورها است که در چنین شرایطی ادعای موازی کاری، استدلال محکمی می طلبد فعالیت‏های ما به مرحله اشباع نرسیده، ما دچار خلا و کمبود هستیم بنابر این موازی کاری معنا ندارد