بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
مهندسي رفتار در خانواده گذری بر چرخه ی ترک خانهی پدری و تشکیل زندگی مستقل دكتر علي بني اسدي (متخصص روانشناسي باليني و روانكاوي و مشاور امور رفتاری فرد و خانواده) باکس مقدمه: دورههاي زندگي فردي و خانوادگي گهگاه با يكديگر تداخل پيدا ميكنند. وقايع يك دوره زندگي بر وقايع دورهي ديگر تأثير ميگذارد. دورههاي زندگي فردي و خانوادگي از لحاظ تأكيد بر رشد، تكامل و ثبات سيستمي، مشابه يكديگر و گاهي نيز از لحاظ تأكيد متفاوتند اما تمركز بيشتر توأم با پرداخت به جزئيات درباره دورههاي زندگي فردي و تمركز بر دورههاي زندگي خانوادگي سيستميتر بوده است. كشف وجوه خانوادههاي سالم از نظر مفهومي و مبناي درماني مهم است. متخصصان ميبايد از نتيجه پوياييهايي كه در خانواده با آن مواجهه ميشوند و اين كه در آن مواقع خاص چه مداخلاتي را به عمل آورند، آگاه باشند. يك جنبه از زندگي خانواده كه بارز ميباشد آن است كه خانوادهها از دورههاي انتقال عبور كرده و در زندگي اشان رشد و تكامل پيدا ميكنند. دوره حيات خانواده بر اين كه اعمال مناسب و نامناسب چه ميباشند، تأثير ميگذارد. خانوادهها در درون دورههاي زندگي، تحت تأثير تعاملاتشان از طريق وقايع مورد انتظار يا غيرمنتظره بهتر يا بدتر ميشوند. خانوادههايي كه به بهترين نحو عمل ميكنند كساني هستند كه در تنظيم فعاليتهاي مثبت براي اوقات زندگي خود برنامهريزي و از آن بهرهبرداري ميكنند. ترك خانه: چرخهي زندگي خانوادگي، معمولاً اصطلاحي است كه در خصوص روند رشد و تحول حيات خانواده كه با گذر زمان شكل ميگيرد، به كار ميرود. اين مدل حاوي كليه ابعاد زندگي فردي است، ليكن بر خانواده به عنوان يك مجموعه تأكيد ميورزد. در اين مدل، تنش بين شخص به عنوان يك فرد وخانواده به عنوان يك سيستم، ذاتاً وجود دارد. همانند ديگر نقطه نظرات، دورهي حيات خانواده روي مراحل و جنبههايي از زندگي بيش از ديگر مراحل و جنبهها تأكيد ميكند. بايد بر اين نكته نيز تأكيد كرد آن چه دورهي حيات خانوادگي مناسب تلقي ميشود، متغيري اجتماعي – فرهنگي است. در مدل چرخه حيات، مرحله اول كه عبارت از ترك منزل و تبديل شدن به يك بزرگسال جوان ومجرد است، از جمله مراحلي است كه مورد تأكيد نظريه پردازان دورهي حيات فردي و نظريه پردازان دورهي حيات خانوادگي قرار گرفته است. يكي از وظايف عمدهي اين دوره قطع ارتباط و سپس برقراري ارتباط مجدد با خانواده ميباشد، ليكن در سطحي متفاوت كه همزمان بايد خود را به عنوان يك فرد نيز حفظ كند. دستيابي به چنين تمركز مضاعف غالباً دشوار است. براي برخي افراد، تجرد و زندگي مجردی، نوعي روش جايگزين امكانپذير براي ازدواج است. در حقيقت، افراد مجرد دومين گروهي را تشكيل ميدهند كه از زندگي خود راضي هستند (زوج هاي متأهل بيشترين رضايت را از زندگي خود ابراز ميدارند). به نظر تعدادي از جوانان و يا مردان و زنان بيهمسر، زندگي مجردي ميتواند به اندازه تأهل، ارضا كننده باشد كه البته ميزان اين رضايت به نيازها و علايق فرد بستگي دارد. مجرد ماندن و در عين حال برخورداري از سلامت روان نيز مستلزم اين است كه افراد بتوانند شبكههاي اجتماعي تشكيل داده، كارها يا فعاليتهاي جانبي كه انجام ميدهند برايشان داراي مفهوم باشد و همچنين از نظر جسماني و روان شناختي از زندگي متعادل و متوازني برخوردار باشند. مضافاً مجردها بايد به منظور اجتناب از افسردگي و تألم، توانايي مقابله و قابليت تطبيق يافتن با شرايط حاكم را هم در خود ايجاد كنند. برخورداري از يك زندگي مجردي سالم در هر منطقه، مستلزم انطباق با شرايط و نيازهاي فرهنگي آنجاست و درك اين كه فرهنگ پديدهاي است كه شخص بايد خود را با آن وفق دهد. يكي از چالشهاي عمدهاي كه مجردها با آن مواجه هستند، غلبه بر فشارها دروني و بيروني براي ازدواج كردن است و به علاوه بايد راه چارهاي براي تنهايي خود نيز بيابند. از سوي ديگر، آزادي فردي و برخورداري از حق انتخاب در چگونه عمل كردن، يكي از جذابيتها و مزاياي اساسي اين سبك از زندگي به شمار ميرود. تشكيل زوج: روابط بين زوجهاي جديد، با قرار گذاشتن (جهت آشنايي بيشتر با يكديگر به قصد ازدواج) آغاز ميشود كه از اين طريق بتوانند به ميزان تفاهم و سازگاري خود با ديگري پي ببرند. اين فرايند ممكن است با چندين نفر تكرار شود تا نهايتاً به اتخاذ تصميم به ازدواج با يكي از آنها منجر گردد. معمولاً، افراد با كساني احساس راحتي بيشتري ميكنند كه در همان سطح رشد و يا سطحي همسان با آنها باشند، و اين يكي از دلايل قطع روابط بين اشخاص ناهمسان است. عوامل متعدد ديگري نيز وجود دارند كه موجب خلل در تعديل و همسازي فرد براي ازدواج ميشوند. به طور كلي، مراحل نخستين رابطه زوجين همراه با خصوصيات آرمانيگرايي است. در بدو امر فهم مرد و هم زن به يكديگر به صورت ايدهآل نگريسته و به همين منوال با يكديگر ارتباط برقرار ميكنند. طبيعي است كه اين پديده به استنثناء مواردي كه دو طرف روابط دورادوري با يكديگر برقرار كنند، دوام نداشته باشد. درمورد چنين افرادي، آرمانگرايي ميتواند منجر به ازدواج گردد. چنانچه واقعيتِ امر خلاف آرمانگرايي را ثابت نكند، در مواقع تضاد ايدهآلها و آرمانها با واقعيتها، نارضايتي از ازدواج و زندگي مشترك بروز خواهد كرد. در مجموع در دوره حيات خانوادگي، مرحله تازه آشنايي زوجين، مرحله تعديل، هماهنگسازي، و انطباق با يكديگر است. به عنوان مثال، زوجين تازه مزدوج بايد چگونه سهيم شدن در مكان، خوراك، كار، اوقات فراغت و خواب را فرا گيرند. آنها بايد ياد بگيرند چگونه خود را باخواستهها، نيازها و رؤياهاي طرف مقابل تطبيق دهند. اين فرايند مستلزم صرف زمان، انرژي، حسن نيت و توانايي مصالحه است. جاي تعجب نخواهد بود كه اين مرحله از ازدواج به دليل ناتواني برخي افراد در حل و فصل مشكلات يكي از محتملترين دوران وقوع طلاق باشد. سوتیتر: برخورداري از يك زندگي مجردي سالم در هر منطقه، مستلزم انطباق با شرايط و نيازهاي فرهنگي آنجاست و درك اين كه فرهنگ پديدهاي است كه شخص بايد خود را با آن وفق دهد.


