تبليغاتX
ماهنامه جوان - گام گذاشتن در راه خوشبختی
 
 
ديده بان جوان
بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون مي‌گذرد
   يك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون مي‌شود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگ‌ترها»
   موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگ‌ترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي مي‌شود.
دين و رسانه
   ارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايه‏اي است كه در چند دهه اخير اذهان دين‏پژوهان و رسانه‏پژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن من
   وقتي درباره امنيت كودك فكر مي‌كنيم بايد بر آنچه درون او و خانواده‌اش مي‌گذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير مي‌پذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجد
   در اين نوشتار برخي از ابعاد دين‏داري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامه‏هاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسش‏نامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسب‏تري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شد
   پس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسه‌ي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيه‌ي مجله‌اي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيه‌ي اين مجله‌ي الکترونيکي فراهم شد...

آرشيو ديده بان

گام گذاشتن در راه خوشبختی


قدم‌های اول: آشنایی، خواستگاری، نامزدی

 

مرضیه عابدی – وکیل و مشاور حقوقی دادگستری

 

در سالن دادگاه با او برخورد کردم، به ظاهر آرام، متین و موقر، حدود 30 سال می نمود، وصف مجرمیت بااو سازگار نبود، اما همراهی مأمور کلانتری و دستبند، نشانه اشتباهی بود که مرتکب شده بود.

 با نگاهی پرسشگرانه وکمک جویانه به اطراف می نگریست. به طرفش رفتم با لبخندی جلب اعتماد نمودم و پرسیدم:

-          چی شده؟

از ظاهرم تشخیص داده می شد که چکاره ام.

-          چی بگم از ایشون بپیرسید(به مأمور اشاره کرد.)

-          چرا جلبش کردین؟

-          از ایشون به اتهام مزاحمت شکایت شده است. اخطاریه جهت حضور در دادگاه صادر شده، توجهی نکرده اند، دستور جلب صادر شده است. شاکی اظهار داشته که این آقا در محل کار مزاحم دخترش شده است.

-          آخه همکارمه می خوام باهاش ازدواج کنم نباید به او بگویم. مگه خواستگاری جرمه؟

-          نه خواستگاری کردن جرم نیست. مطابق ماده 1034 قانونو مدنی «از هر زنی که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری کرد».

-          خالی از موانع نکاح؟

-          آره یعنی زن شوهردار نباشه و زنی باشه که به سن ازدواج رسیده باشه.

-          خب، این خانم 25 سالشه، شوهرم که نداره پس چرا مرا گرفتن؟

-          اما خواستگاری راه و رسم داره. مطابق ماده 619 قانون مجازات اسلامی «هرکس در اماکن عمومی و یا معابر معترض یا مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آن‏ها توهین نماید به حبس از 2 تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد».

-          صحبت این حرفا نیست. من با خانواده ام برای خواستگاری رفته ام رسما خواستگاری انجام شده، حتی بعضی قول و قرار‏ها هم گذاشته شده است هدایایی هم رد و بدل شده..... ما با هم نامزد کرده ایم....

ضمن صحبت شخصی توجهش را جلب کرد، خودش را جمع و جور کرد، با ناراحتی و نگرانی اشاره کرد:

-          ایناهاش خودش اومد، این آقا پدر دختر خانومه ایشون نمیذاره که ما با هم ازدواج کنیم.

فرد مزبور به جمع ما پیوست، با لبخندی همراه با تمسخر و عصباتیت نگاهی به دستبند کرد و با لحنی حاکی از رضایت گفت:

این سزای کسی است که تو اداره مزاحم دختر من بشه.

سعی کردم او را آرام کنم؛ با تأنی و احترام گفتم:

-          چی شده حا ج آقا، ایشون می گه با دختر شما نامزد کرده...

-          نامزد کرده که کرده هنوز که صیغه عقد جاری نشده. اصلا آقا نمی خوام دخترمو به ایشون بدم مگه زوره؟

-          اما شما با آبروی من بازی کردید، اگه می خواستین دختر ندین باید از اول موافقت نمی کردین من هم از نظر مادی هم از نظر معنوی ضربه خوردم توی فامیل همه فهمیدن، هرکسی یه چیزی میگه.

احساس کردم باید مسئله به طریق قانونی حل بشه. آن‏ها را دعوت به آرامش کردم و گفتم:

-          طبق قانون نامزدی یک قرارداد جایز است که طرفین می توانند آن را فسخ کنند ماده 1035 قانون مدنی در این باره می گوید «و عده ازدواج ایجاد علقه ازدواج نمی کند اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخت شده باشد. بنابراین هریک از زن و مرد، مادام که عقد نکاح جاری نشده می توانند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت، مطالبه خسارت بنماید».

-          اما ایشون بدون دلیل مخالفت می کنن، بگن چه قصوری از من سرزده؟

-          در این مورد هم مطابق ماده 10 قانون مسئولیت مدنی «کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد می شودمی تواند از کسی که لطمه وارد کرده جبران زیان مادی و معنوی خود را بخواهد و...»

-          من برای دختر ایشان هدیه خریده ام، خرج شب نامزدی و تهیه میوه و شیرینی هم کم نبوده، به علاوه هزینه عکاسی و فیلمبرداری هم بوده است.

پدر دختر با عصبانیت گفت:

-          هرچی که هدیه گرفتی مال خودت، اما میوه و شیرینی به من ربطی نداره اونا مصرف شده است.

-          البته هدایای دوران نامزدی کاملا حکم هبه را ندارند و تابع مقررات خاصی است و قواعد هبه در مورد آنان اجرا نمی شود. مطابق ماده 1037 قانون مدنی در مورد استرداد هدایا «هریک از نامزدها می توانند پس از به هم خوردن وصلت منظور هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند، اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایا خواهد بود که عادتا نگاه داشته می شود،مگر این که  آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.»

در مورد نامه‏ها و عکس‏ها هم به نظر می رسد نامه را نمی توان عرفا جزء هدایا به شمار آورد و مقررات راجع به هدایا در مورد آن صدق نمی کند ولی با وجود این اگر یکی از نامزدها از نامه یا عکس سوء استفاده کند و از این راه زیانی به نویسنده نامه وارد آید طبق قانون مسئولیت مدنی مکلف به جبران خسارت است و به علاوه دادگاه می تواند به درخواست خواهان برای رفع ضرر از او، دریافت کننده را به رد نامه یا عکس یا به نابود کردن آن مجبور کند. این‏ها از ماده 10 قانون مسئولیت مدنی استنباط می شود. حتی می توان گفت با بهم خوردن نامزدی علت دادن نامه از بین رفته و نامه‏ها باید مسترد شود.

-          اما من نمی خواهم نامزدی به هم بخوره، ما می خواهیم با هم ازدواج کنیم.

نگاهی به ساعتم کردم وقت رسیدگی بود باید می رفتم گفتم:

-          بهترین راه الان این است که از حاج آقا عذرخواهی کرده و به صلح و سازش برسید مسائل بعدی هم راه‏های قانونی داره. از او خداحافظی کرده و برایش آرزوی موفقیت کردم. تا چندی از او خبر نداشتم. یکی از روزها دخترخانمی به محل کارم آمد، وقت مشاوره می خواست، فهمیدم همان دختر خانمی است که قبلا با نامزدش در دادگاه آشنا شده بودم.

-          خب می خواهی چکار کنی؟

-          نمی دونم خانم، باور کنید نمی دونم. از طرفی نمی خوام حرف پدرم رو زمین بندازم از طرف دیگه هم، این آقا جوون خوبیه، کار مناسبی هم داره،همکارمه. پدرم بی خودی مخالفت می کنه. سر موضوع کاری با پدرش اختلاف پیدا کرده حالا باید نامزدی من به هم بخوره، شما بگین چکار کنم؟

-          بهترین راه اینه که بازم سعی کنی با واسطه بزرگترها رضایت پدرت را بدست آوری، چرا که رضایت و اجازه ایشان در حفظ تعادل و استحکام زندگیت بسیار مؤثر است. اما در مورد پدری که بدون جهت با ازدواج دخترش که نیاز به ازدواج دارد و شرایط مناسبی هم برای ازدواجش وجود دارد مخالفت می کند قانون چنین مقرر داشته است: طبق ماده 1043قانون مدنی: «نکاح دختر باکره، اگرچه به سن بلوغ نرسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج کند و شرایط نکاح و مهری که بین آن‏ها قرار داده شده، پس از اخذ اجازه ازدادگاه مدنی خاص، به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید».

با دقت و حوصله به حرف‏هایم گوش می کرد، پس از مدتی سکوت، سر بلند کرده و گفت:

-          باز هم نمی دونم کدوم راه را انتخاب کنم.

-          به نظر من گرهی که با دست باز می شه را نباید با دندان باز کنی اگر باز هم صبر کنی و از نامزدت هم بخواهی که مدتی صبر تحمل کرده و سعی کند با احترام، اعتماد پدرت را نسبت به خودش جلب کند حتما مشکل شما به خیر و خوشی قابل حل است. به خدا توکل کن.

-           

 

سوتیتر:

بهترین راه اینه که بازم سعی کنی با واسطه بزرگترها رضایت پدرت را بدست آوری، چرا که رضایت و اجازه ایشان در حفظ تعادل و استحکام زندگیت بسیار مؤثر است