بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت روزانه مردم با تلويزيون ميگذرديك روانشناس گفت: افراد بايد ساعاتي از شبانه روز را به علايق شخصي خود بپردازند اما متأسفانه بيش از 7 ساعت از اوقات فراغت مردم صرف تماشاي تلويزيون ميشود و فرصتي براي استراحت
ازدواج جوانان در «با اجازه بزرگترها»موضوع ازدواج جوانان در مجموعه برنامه «با اجازه بزرگترها» هر روز در شبكه سه سيما بررسي ميشود.
دين و رسانهارتباط ميان دين و رسانه يا دين و ارتباطات جمعي و نحوه تعامل عيني آنها از جمله موضوعات محوري، و پرگستره و چندلايهاي است كه در چند دهه اخير اذهان دينپژوهان و رسانهپژوهان را به خود معطوف داشته است...
خانه امن منوقتي درباره امنيت كودك فكر ميكنيم بايد بر آنچه درون او و خانوادهاش ميگذرد توجه كنيم؛ چرا كه حالت دروني او بشدت از روابطش با والدين، خواهر و برادر و ديگران تاثير ميپذيرد.
مقايسه فضاي تبليغي تلويزيون و مسجددر اين نوشتار برخي از ابعاد دينداري در دو فضاي «تقيّد به تماشاي برنامههاي مذهبي تلويزيون» و «تقيّد به رفتن به مسجد» با روش پيمايشي و پرسشنامه مورد بررسي قرار گرفته و تبيين گرديده كه در شرايط تقيّد به مسجد زمينه مناسبتري براي تبليغ دين فراهم است..
پنجره سبز آنلاين شدپس از آغاز به کار دانشگاه مجازيِ موسسهي آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، تهيهي مجلهاي براي اين دانشگاه در دستور کار قرار گرفت و مقدمات تهيهي اين مجلهي الکترونيکي فراهم شد...
و تا نیازهای زیستی تعبیر فرهنگی نداشته باشند، انسانی نیستند.. گرچه در روزگار ما ارزشهای تکنیکی بر ارزشهای انسانی غلبه پیدا کرده و بشر امروز در تعارض میان ارزشهای درونی و ارزشهای تکنولوژیک قرار گرفته است. اما با همه اینها، نیازهای فرهنگی و اجتماعی همه محسور حیات اجتماعی است. و هویت ملتها هم بر اساس عناصر فرهنگی شان تعریف می شود. از این روست که اصل ارتباطات به منظور شناسایی وجوه مشترک انسانی، عاطفی و فرهنگی بسیار حائز اهمیت است. تا از این رهگذر دنیایی پیدا شود که با وجود تفاوتهای تاریخی، اقتصادی و تمدنی و رقابت پیوستگی انسانها بر مبنای همدردی شکل گیرد.اصل ذیل را می توان اصول اساسی در تعاملات و ارتباطات بین انسانها دانست: 2- اهمیت دادن به دیگران 3- شکل گیری هویتهای فردی و جمعی 4- توجه به موقعیتها وداوریها در خود و دیگران روان شناسی ارتباط ارتباطات مردم را به هم می شناساند مهارت استفاده از زبان، انتقال و دریافت خبر و... می توان گفت که از دیدگاه روان شناس اندیشههای انسان وقتی که با دیگران در میان گذاشته شود. سهیم شدن فرد با دیگران در کسب تجربه و درک بیشتر را به همراه می آورد. و از طریق ارتباط قادر خواهد بود تا معنایی را پیگیری مورد آزمایش قرار دهد. از آنجا که ارتباط یک جریان منحصر به فرد سمبلیک است، مستلزم تأثیر متقابل بین افراد است به علت عمومیتش در بین انواع کنش مادی انسانی می توان گفت که جوهره اصلی انسان در مقایسه با حیوانات است. به گفته جولیس سزار ارتباط به تنهایی همه چیز نیست ولی یک جریان است که تمام جریانات را به عنوان یک متن اجتماعی به خود وابسته می گرداند. ارتباط برای تقویت پیوندهای عاطفی اجتماعی نیز لازم است و به جرأت می توان گفت که بی نظیرترین و متداول ترین عملکرد انسان است. اما اندکی از انسانها از اهمیت ارتباط و ماهیت آن آگاهی دارند. قرابت ارتباطی مستلزم یک رابطه متقابل است و از آنجا خود سهم خود را در جامعه می یابد و روابط بنیانی در جامعه پدید می آورد. هر عنصر ارتباطی یکی از این سه اهداف را دنبال می کند. 1- انتفاع: که انسان برای کنترل، درک و استفاده از محیط پیرامونی خود به کار می برد. 2- زیبایی: که انسان به منظور حظ و لذت به کار می برد مثل شعرخوانی و... 3- درمانی: که به منظور بیان آلام است مانند سخن گفتن با پزشک ارتباط بین انسانها نیز از چهار طریق و به تناسب ذیل صورت می گیرد. گوش دادن 42% محبت کردن 32 % خواندن 10% نوشتن 11% و بقیه 5% گرچه امروز نقش ارتباطات تکنولوژیک نظیر رایانهها و... زیاد شده است. اما به یاد داشته باشیم که رایانهها فقط اطلاعات را نگه می دارند و نگهداریهای فقط و فقط از خود انسان برمی آید. در هر ارتباط انسانی سه عنصر مهم قابل بررسی است. 1- فرستنده 2- گیرنده 3- خبر اما عنصر مهم دیگر واکنش به خبر یا بازخورد خبر است. و در واقع پاسخ دریافت کننده به فرستنده که هم در روابط بین فردی انسانی و هم در عرصه رسانهها قابل بررسی است. فرهنگ و ارتباطات در قدیم ارتباطات فرهنگی از طریق سفرها، و نوشتن سفرنامهها و... صورت می گرفت. اما در روزگار سیطره تکنولوژی، فرهنگها سوار بر امواج حرکت می کنند. فرهنگ برآیندی از آرمانها، سنتها، آداب و رسوم و هنجارهای پذیرفته شده در هر جامعه است و رشد و پویایی فرهنگها در گرو شناخت متقابل آنها از یکدیگر است. و فرهنگ نیز مانند رودی پیوسته در حرکت است. و ایستا نگه داشتن آن رود رونده را به مرداب متعفن تبدیل می کند. اینجاست که نقش رسانهها و ارتباطات در تعاملات فرهنگی، که باعث پویایی می شود، پررنگ تر جلوه می کند. فرهنگ کشور ما نیز برای توسعه نیاز به ارتباط سازنده و معقول و عمیق با سایر فرهنگها دارد.تا از این رهگذر ضمن پذیرش (بعد از گزینش) جنبههای مثبت سایر فرهنگها پیرایههای منفی را هم از خود دور سازد. و نقش رسانه در این میان یعنی توسعه فرهنگی، نقش محوری است. امروزه حتی تصور دنیای بدون رسانه محال است، از هر طرف که بنگریم خبری، رویدادی، و تفسیری ذهنمان را مشغول می کند. اما حقیقت آن چیزی دقیقا نیست که در رسانهها می بینیم و می شنویم پیامهایی که از رسانهها شنیده می شود و حتی پیامهایی که شنیده نمی شوند. باعث شکل گیری ذهنیتها می شود گاهی مسکوت گذاشتن یک رویه هم خود یک پیام است. بنابراین تصویر مخدوش از جهان وقتی اتفاق می افتد که رسانهها خواسته یا ناخواسته عملکرد صادقانه ای نداشته باشند.حتی اگر هم همه رسانهها حسن نیت داشته باشند اما بازهم بین آنچه که وجود دارد و اتفاق می افتد و آنچه که گزارش می شود. فاصله است و این طبیعت کار رسانه است.سانسور خودسانسوری، گرایشها، سلیقهها، محدودیتها تکنیکها از عوامل تأثیرگذار در شکل گیری واقعیت کار رسانه است. اینجاست که یادگیری مخاطبان برای جستجوی هدفمند و متعادل فعالانه و نه منفعلانه آنها را به سمت شناخت الگوها فرایندها در روشهای رسانه سوق می دهد. تفاوت انواع رسانهها: قرن بیست و یکم را عصر ارتباطات و مدیاکراسی می نامند و این نامگذاری مبین کارکرد رسانهها در هویت یابی و شکل گیری صور فرهنگی و سوگیریهای اجتماعی سیاسی و اقتصادی است اما قالب های رسانهها نیز تفاوتهایی را در تعامل با مخاطبین نشان می دهد. مثلا رسانههای نوشتاری که مطبوعات نامیده می شوند مزایا و امکاناتی دارند که مانند نخبه پسند بودن، تنوع بیشتر، عدم نیاز به امکانات فنی، ماندگاری و در دسترس بودن، اما محدودیتهایی نیز دارند از قبیل اینکه خبر به طور کامل بیان نمی شود. عمر کوتاهی دارند و همچنین شکل توزیع. رسانههای گفتاری نیز نظیر رادیو امتیازاتی نظیر سرعت، فراگیری، قابل استفاده بودن برای بی سوادان، نداشتن محدودیتهای زمانی و همچنین قابل استفاده بودن حین کار اما محدودیتهایی شامل، عدم ماندگاری عدم توانایی مراجعه دوباره. در رسانههای تصویری نظیر سینما و تلویزیون جذابیت، قدرت تحریک احساسات عوامل امتیازی آن محسوب می شود. ولی محدودیتهایی نظیر عدم امکان حمل و نقل و به کارگیری تمام حواس و دقت در استفاده را دارند.بحث رسانههای مجازی که خود بحث مفصلی را می طلبد. اما در همه این انواع رسانه واقعیتهای تلخی هم وجود دارد و مهمترین آن همانطور که اشاره شد عدم انعکاس درست واقعیت و تحت الشعاع گردانندگان بودن است. خبرنگار و زنان و مردان مطبوعاتی چه کسانی اند؟ شاید بتوان گفت تاجران خبر یا بتوان گفت نقاشان جهان خبر و شاید بتوان گفت که تعهد هر فرد مطبوعاتی نگارش و پیرایش مطالب برای حل مشکلات بشر باید باشد نه اینکه مشکلی به مشکلات اضافه کند یک فرد مطبوعاتی گاه سوژه پرداز است و گاه دروازه بان خبر گاه یک فرد هنری است که برای جذاب نمودن خبر همت می گمارد. چون در دنیای امروز ملاک ارزیابی زسانهها بر اساس میزان امتناع مخاطبان و نه بمباران اطلاعاتی آنان است پس می توان نقش مفسران و تهیه کنندگان خبر را بهتر دریافت. آیا رسانه ای بودن حرفه است یا صنعت یا تجارت؟ و شاید هر سه. اگر از بعد داشتن تخصص بنگریم حرفه است مثل حرفه پزشکی و.. اگر از بعد آموختن نگاه کنیم صنعت است و اگر هم از بعد تأثیرگذاری و گسترش در واقع نوعی تجارت است چرا که یک نوشته گاه نقش سرمایه را بازی می کند. فقط آموختن و تجربه اندوزی یک رسانه ای می تواند موفقیت او را ضامن شود، اما در جامعه ای که براساس ارزشهای دینی می خواهد از ابزار رسانه استفاده کند یک خبرنگار و یا روزنامه نگار و کلا یک رسانه ای نباید دچار بداخلاقیهای حرفه ای شود. و اگربخواهیم به عنوان یک مخاطب به همه اهالی رسانهها در دنیا نصیحت کنیم شاید بهترین نصیحت این باشد. «آدمهای خوب همیشه طرف ما آدمهای بد همیشه طرف آنها نیستند.» و بگوییم: «خوبها کسانی هستند که رفتار اخلاقی و بدها کسانی هستند که رفتار انحرافی دارند» من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش سوتیتر: ارتباط برای تقویت پیوندهای عاطفی اجتماعی نیز لازم است و به جرأت می توان گفت که بی نظیرترین و متداول ترین عملکرد انسان است در رسانههای تصویری نظیر سینما و تلویزیون جذابیت، قدرت تحریک احساسات عوامل امتیازی آن محسوب می شود. ولی محدودیتهایی نظیر عدم امکان حمل و نقل و به کارگیری تمام حواس و دقت در استفاده را دارند
1- محوریت درک و فهم انسانی

